<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" version="2.0">

<channel xml:lang="fa">
	<title>تغییر برای برابری</title>
	<link>http://onemillionsigns.info/</link>
	
	<language>fa</language>
	<generator>SPIP - www.spip.net</generator>

	<image>
		<title>تغییر برای برابری</title>
		<url>http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L99xH109/siteon0-38e4a.jpg</url>
		<link>http://onemillionsigns.info/</link>
		<height>109</height>
		<width>99</width>
	</image>



<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/we-change" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="we-change" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item xml:lang="fa">
		<title>با تصویب مجلس؛ دادگاه ملزم به صدور حکم طلاق در صورت درخواست زن شد</title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6495</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6495</guid>
		<dc:date>2010-09-05T12:21:40Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		



		<description>خبرگزاری مهر: مجلس مصوب کرد در صورتی که طلاق به درخواست زوجه باشد، دادگاه مطابق قانون به صدور حکم الزام زوج به طلاق مبادرت می کند. به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز یکشنبه در بررسی ادامه جزئیات لایحه حمایت از خانواده مقرر کردند در صورتی که طلاق توافقی یا به درخواست مرد باشد، دادگاه به صورت گواهی عدم امکان سازش اقدام و اگر به درخواست زوجه باشد، حسب مورد، مطابق قانون به صدور حکم الزام زوج به طلاق یا احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق مبادرت می کند. بر اساس ماده دیگری از این لایحه مصوب شد در کلیه موارد درخواست طلاق به جز (...)

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique19" rel="directory"&gt;اخبار&lt;/a&gt;


		</description>


 <content:encoded>&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;&lt;a href='http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1145694' class='spip_out' rel='external'&gt;خبرگزاری مهر&lt;/a&gt;: مجلس مصوب کرد در صورتی که طلاق به درخواست زوجه باشد، دادگاه مطابق قانون به صدور حکم الزام زوج به طلاق مبادرت می کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز یکشنبه در بررسی ادامه جزئیات لایحه حمایت از خانواده مقرر کردند در صورتی که طلاق توافقی یا به درخواست مرد باشد، دادگاه به صورت گواهی عدم امکان سازش اقدام و اگر به درخواست زوجه باشد، حسب مورد، مطابق قانون به صدور حکم الزام زوج به طلاق یا احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق مبادرت می کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بر اساس ماده دیگری از این لایحه مصوب شد در کلیه موارد درخواست طلاق به جز طلاق توافقی، دادگاه باید به منظور ایجاد صلح و سازش موضوع را به داوری ارجاع کند. دادگاه در این موارد باید با توجه به نظر داوران رای صادر و چنانچه آن را نپذیرد، نظریه داوران را با استدلال رد کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;همچنین مقرر شد برای ارجاع امر به داوری، هر یک از زوجین مکلف اند ظرف یک هفته ازتاریخ ابلاغ یک نفر از اقارب متاهل خود را که حداقل سی سال داشته و آشنا به مسائل شرعی و خانوادگی و اجتماعی باشد، به عنوان داور به دادگاه معرفی کنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;محارم زوجه که همسرشان فوت کرده یا از همسرشان جدا شده اند در صورت وجود شرایط سایر شرایط مذکور در این ماده به عنوان داور پذیرفته می شوند. همچنین در صورت نبود فرد واجد شرایط در بین اقارب یا عدم دسترسی به ایشان یا استنکاف آنان از پذیرش داوری، هر یک از زوجین می توانند داور خود را از بین افراد واجد صلاحیت دیگر تعیین و معرفی کنند، در صورت امتناع زوجین از معرفی داور یا عدم توانایی آنان دادگاه راسا یا به درخواست هر یک از طرفین به تعیین داور مبادرت می کند.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>آصف حاجی زاده : جنبش هایی که مخالف حرکت دوشادوش همه ی جنبشها در کنار یکدیگر هستند و می خواهند تمام قدرت را به تنهایی در دست گیرند، راه به جایی نخواهند برد</title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6489</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6489</guid>
		<dc:date>2010-09-04T19:39:16Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		


		<dc:subject>ستون وسط</dc:subject>

		<description>&lt;p&gt;هیچ گروهی نمی تواند دستیابی به خواسته های خود را در اولویت قرار داده و خواسته های گروه های دیگر را منوط به تحقق خواسته های خویش بداند. این دیدگاه، دیدگاهی کاملا نابجاست. دموکراسی از وضعیتی متکثر به وجود می آید یعنی اگر تمامی لایه های اجتماعی بتوانند در لایه های اقتدار سهم داشته باشند دموکراسی به وجود می آید...&lt;/p&gt;

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique3" rel="directory"&gt;مقالات&lt;/a&gt;

/ 
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?mot12" rel="tag"&gt;ستون وسط&lt;/a&gt;

		</description>


 <content:encoded>&lt;img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L117xH150/arton6489-0e931.jpg" width='117' height='150' style='height:150px;width:117px;' /&gt;
		&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;تغییر برای برابری/ &lt;a href='http://www.1millionchange.info/spip.php?article6457' class='spip_out' rel='external'&gt;مجموعه ی کمپین از نگاهی دیگر&lt;/a&gt; : فعالین کمپین در آذربایجان، همواره با این چالش روبرو بوده اند که حرکت هایی چون کمپین یک میلیون امضا مرکز ساخته و مرکز محور است و در خود نیازها و مطالبات زنان آذربایجانی را ندارد و یا این زنان نقشی در تصمیم سازی های این کمپین ندارند. فعالین کمپین یک میلیون امضا در آذربایجان در آستانه ی چهارمین سالگرد فعالیت خود در آذربایجان گفتگویی داشته اند با آصف حاجی زاده و دیدگاه های ایشان را در ارتباط با مسائلی از این دست جویا شده اند. حاجی زاده تحلیلگر مسائل سیاسی منطقه ی قفقاز و ایران و در حال حاضر مدرس دانشگاه های تبریز است. بیش از ده سال تجربه ی کارهای تشکیلاتی سیاسی و اجرایی دارد. فوق لیسانس را در رشته ی علوم سیاسی به اتمام رسانده و مقطع دکتری را در زمینه ی روابط بین الملل ادامه داده است. این گفتگو را در ادامه می خوانید.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما نقطه ی افتراق نیازها و مطالبات یک زن آذربایجانی با زنان مرکزنشین به لحاظ تحربه ی زیسته، چه حوزه هایی را شامل می شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در ابتدا لازم می دانم جهت مشخص شدن تعاریف برخی اصطلاحات که در طول مصاحبه ممکن است به آنها اشاره شود، مقدمه ای را عنوان کنم. در زمان رژیم پهلوی که اساس حکومت، مفهوم دولت- ملت بود و لزوم تعریف هویت ملی بیش از پیش احساس می شد، هویت قوم فارس، به عنوان هویت ملی بر تمام ملت ایران تحمیل شد. بعد از انقلاب اسلامی مفهوم کشور- دولت جایگزین دولت- ملت شد و دین اسلام به عنوان فصل مشترک تمام هویتهای قومی ایران مطرح گردید. هم زمان و بعد از انقلاب در منطقه و در سطح بین المللی نیز وقایعی رخ داد. از جمله اینکه تقسیم بندی دوقطبی در جهان از بین رفت و از طرف دیگر گسترش وسیع تکنولوژی ارتباطات سبب شد تا قومیتهای مختلف ساکن در ایران، علاوه بر هویت دینی به هویت قومی خود نیز بیندیشند. مردم آذربایجان نیز هویت قومی خود را پیگیری نموده و تلاش کردند، خویش را بر اساس این هویت تعریف کرده و بشناسانند. در واقع حرکت آذربایجان تلاشی در راستای تعریف این هویت است. در این جا به این دلیل، عبارت "حرکت ملی آذربایجان" را به کار نمی برم که استفاده از واژه ی "ملی" گستره ی حرکت را محدود می کند و معنای صرفاً سیاسی به آن می بخشد. در حالی که مفهوم حرکت آذربایجان، شامل گستره ی وسیعتری است. در درون حرکت آذربایجان چند گفتمان سیاسی اساسی وجود دارد. از جمله گفتمان فرهنگی، گفتمان دموکراسی متکثر و ... که بحث در زمینه ی این گفتمانها مجال دیگری را می طلبد. در کنار این گفتمانها می توان به حرکتهای کارگری و زنان نیزاشاره کرد که این حرکت ها خود را بر اساس هویت آذربایجانی تعریف می کنند و حرکتهایی تحت عنوان "جنبش کارگری آذربایجان" و "جنبش زنان آذربایجان" را شکل داده اند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با توجه به این مقدمه در پاسخ به سوال شما باید بگویم که یک زن آذربایجانی خود را بر اساس "هویت آذربایجانی" و زن مرکزنشین خود را براساس هویت ایرانی(فارس) تعریف می کند و این اولین نقطه ی افتراق آنان است. در واقع بر اساس گفتمان دموکراسی متکثر که بخشی از فعالین جنبش آذربایجان از آن دفاع می کنند برخورد آذربایجان با مسئله ی حقوق زنان از نقطه ی نظر هویتی است ولی برخورد و رویکرد مرکزنشینان به این مسئله غالبااز نقطه نظر ایدئولوژیک است. آذربایجانی به تبع برداشتش از دموکراسی لاجرم جنبش زنان را در چارچوب فرآیند دموکراسی سازی تعریف می کند و آن را مکمل و متمم جنبش ملی خود می داند ولی جنبش زنان مرکزنشین، مسیر حرکت یک جنبش ایدئولوژیک فمینیستی را پی می گیرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;از طرف دیگر نیازها و مطالبات آنان نیز متفاوت است. به طور کلی می توان مسائل زنان را در سه سطح طبقه بندی نمود: «خانواده»، «جامعه ی هویتی (حوزه ی مدنی)» و «ساختار رسمی». که مشکلات هر یک از این سطوح بایستی در محدوده ی همان سطح، حل و فصل شود. به عنوان مثال مسائل مربوط به خانواده و جامعه ی هویتی را نمی توان در سطح ساختار رسمی حل کرد. در صورتی که به نظر می رسد حرکتهای مرکزی، مسایل تمام سطوح را در چارچوب ساختار رسمی قابل حل می دانند. تجربه نشان داده است که زنان با تشکیل گروههای خانوادگی و محلی و با اتخاذ راهکاری های عملی، بدون نیاز به تغییر در ساختار رسمی توانسته اند برخی از مسایل و مشکلات خود را در سطوح غیر رسمی حل کنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در سطح دوم نیز هر یک از زنان قومیتهای مختلف از جمله کرد، آذربایجان ، عرب، بلوچ، فارس و... ، جامعه ی هویتی خاص خود را دارند که با یکدیگر متفاوتند. هر یک از این جوامع، مشکلات خاص خود را دارند که باید در محدوده ی جامعه ی هویتی خودشان حل شوند. این مسئله در مورد کردها بیشتر قابل درک است. بنابراین خواسته های یک زن آذربایجانی با توجه به جامعه ی هویتی خویش (آذربایجان) تعریف می شود و بایستی در خود آذربایجان حل شود. تنها مسایل مربوط به ساختار رسمی را می توان بصورت عمومی و کلی حل کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;اگر بنا بود شما برای زنان، حرکتی مطالبه محور، مسالمت آمیز و همه گیر را پایه ریزی کنید، به لحاظ استراتژی، مطالبات و مسیر حرکت، چه چیزی را پیشنهاد می دادید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به نظر من، مهم ترین مسئله ی مطرح در حوزه ی زنان مسئله ی "نگرش" است و بدون توجه به این مفهوم نمی توان استراتژی مناسبی، تدوین نمود. نگرش به زن به عنوان "جنس دوم" نگرش نادرستی است. چرا که تمامی مسائل و مشکلات زنان را نمی توان در قالب مفهوم جنس دوم خلاصه کرد. این "هویت انسانی" است که باید مورد توجه قرار گیرد و از این نظر، تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد یعنی زن به عنوان یک انسان مطرح است نه جنس. از نظر من زنان برای حل مسائل خود، باید ابتدا "نگرش مردانه" را مورد حمله قرار دهند. وقتی از نگرش مردانه سخن می گوییم، منظور نگرشی است که شامل خصوصیاتی از جمله سلطه، اجبار، خشونت، استفاده ی ابزاری و ... می باشد. این نگرش، تنها مختص مردان نیست و چه بسیار زنانی که نگرشی مردانه دارند. در تدوین استراتژی باید دقت نمود که صرف آموزش و آگاهی دادن نمی تواند باعث ایجاد تغییر شود. در کنار آن باید ظرفیتها، تعامل، جامعه پذیری و نهادینه شدن نیز مورد توجه قرار گیرد.به نظر من، مهم ترین عوامل در تدوین استراتژی، «واقع گرایی» و «عمل گرایی» است. همان طور که قبلا اشاره کردم مشکلات هر سطح باید در محدوده ی همان سطح حل شود. برای مثال علت اینکه طرح گفتگوی تمدنها چندان موثر واقع نشد این است که تا زمانی که نتوانیم در سطح خانواده گفتگویی سالم و موثر داشته باشیم قادر به انجام این کار در سطح بین المللی نخواهیم بود. همان طور که گفته اند سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است. بنابراین در سطح خانواده و جامعه در وهله ی اول باید مشکلات را شناخت و راهکارهایی عملی برای حل آنها ارائه کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در سطح ساختار رسمی نیز زنان برای ایجاد تغییر، یا باید در ساختار اقتدار حضور داشته باشند و یا بر کسانی که در ساختار اقتدار حضور دارند از طریق اقداماتی چون رای دادن ، لابی گری و .... اعمال فشار کنند. موضوع دیگری که در تدوین استراتژی باید مدنظر قرار گیرد "مسئله محوری" است. یعنی تشخیص مسئله بر اساس واقعیت و ارائه ی راه حل عملی برای آن.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;اگر با حرکت مطالبه محور موافق نیستید، برای کسانی که قصد دارند به شکل مشخص، فرودستی زنان را در جامعه به چالش بکشند چه پیشنهادی دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;من حرکت مسئله محور را ترجیح می دهم. مطالبه محوری در حرکتهای مرکز گرایانه که از مرکز شروع شده و هدایت می شوند و مطالباتشان نیز از طرف مرکز عنوان می شود، می تواند پیامدهایی منفی داشته باشد. یکی از پیامدها این است که مطالبات از سطوح پایین و بر اساس واقعیات طرح نمی شوند یعنی ذهنیات افراد در تشخیص مطالبات تعیین کننده هست نه مسئله های واقعی موجود. در چنین وضعیتی طبیعی است که هر مشکلی در حوزه ی خویش حل نگردد. مشکلاتی که از سوی مرکز به عنوان مطالبات مشترک مطرح می شوند ممکن است مشکل اکثریت نباشد. پیامد دیگر این است که مطالبات در طول زمان، تبدیل به ایدئولوژی می شود و باید توجه کرد که این مطالبات کلیشه ای می تواند به راحتی ملعبه ی دست احزاب سیاسی گردد؛ بطوریکه مطالبات کلیشه ای زنان، تبدیل به شعارهای سیاسی احزاب می شود ولی اگر مسئله محورانه عمل کنیم و هر مسئله را در حوزه ی خود مطرح کنیم، کنشگران سیاسی نیز برای جلب حمایت حوزه های مختلف، الزاما باید برای حل مشکلات راه حل داده و در جهت حل آن تلاش کنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;با توجه به اینکه ساختار رسمی در کل کشور مشترک است و این ساختار می تواند دو سطح دیگر را نیز تحت تاثیر قرار دهد، فکر نمی کنید که بالطبع زنان ایرانی مطالبات مشترکی خواهند داشت و کمپین حرکتی در جهت این مطالبات مشترک است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اگر هدف ما حل مسایل و مشکلات است باید به این فکر کنیم که چگونه می توانیم محدودیتهای موجود در ساختار رسمی را با روشهای قانونی و حقوقی بر طرف کنیم. در صورتی که اگر هدف ما فقط تغییر محدودیت های داخل ساختار رسمی باشد و همه ی زنانی که در ایران زندگی می کنند به این نتیجه برسند که مشکلات آنها ریشه در ساختار رسمی(قوانین) دارد، باید به دنبال قانون جایگزین از طریق مجاری قانونی باشند. این می تواند یکی از روندهای اصلاحی عملی باشد. ولی اینکه زنان مرکزنشین، مشکلات همه ی زنان (مرکز و پیرامون) را در قالب چند مطالبه تشخیص داده و جمع بندی کنند و برای حل آنها راهکار کلی ارائه دهند به نظر می رسد روش مناسبی نخواهد بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;از نظر شما حداقلی بودن مطالبات کمپین یک میلیون امضا جزو نقاط قوت آن است یا ضعف؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به نظر می رسد که حداقلی بودن مطالبات، برای جلب حمایت اکثریت است که به نظر من این، در حل مشکل اصلی تاثیر چندانی نخواهد داشت. در واقع حداقلی بودن مطالبات در حکم یک تاکتیک برای کمپین است و نه استراتژی. به نظر من تاکید بر روی مطالبات حداقلی از نوعی منطق کلیشه ای برخوردار است. به این دلیل که مطالبه اگر بر اساس واقعیات، یعنی مسایل و مشکلات باشد باید به تعداد مشکلات نیز خواسته داشته باشیم البته این خواسته ها را باید اولویت بندی کنیم. برای مثال مطالبات اقتصادی برای یک زن کارگر در اولویت اول قرار دارد در حالی که برای زنی از طبقه ی مرفه ممکن است اولویت چندم باشد. نمی توان مطالبات همه ی گروه ها را در یک چارچوب قرار داد. این اتفاق مثل این است که عده ای بخواهند یک حزب تشکیل داده و همه را فقط به آن حزب جذب کنند در حالی که ممکن است گاهی مطالبات، متضاد و حتی متناقض باشند. حال این که چگونه می توان این مطالبات را در یک چارچوب جمع بندی کرد جای سوال دارد!&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;فکر نمی کنید حداقلی بودن مطالبات کمپین به علت واقع گرایانه بودن این حرکت است و کمپین به عنوان بخشی از جنبش زنان ایران، مطالباتی را برگزیده که خواسته ی مشترک همه ی زنان ایران بوده و دست یابی به آنها در شرایط فعلی ایران امکان پذیر باشد و زیاد دور از دسترس ننماید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;من با نظر شما مخالفم. چون به نظر من پوزیسیون یا اپوزیسیون بودن ربطی به حداقل یا حداکثر بودن مطالبات ندارد. ما می توانیم با مطالبات حداکثر هم پوزیسیون به حساب آییم. خانم سلیمانی در جایی گفته اند: "بحران زنان، بحران مضاعف هویت است". اگر منظور، بحرانی است که بر هویت قوم فارس عارض شده است، این بحران را چگونه می توان بر زنان اقوام ترک، کرد، عرب، بلوچ و... و زنان مذاهب دیگر تعمیم داد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر می رسد منظور از بحران مضاعف هویت، بحران هویت مشترک همه ی زنان یعنی هویت جنسیتی باشد، که می تواند در میان زنان جهان هم مشترک باشد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به نظر من بحران هویت جنسیتی، ناشی از نگرش مردانه است و تلاشهای ما در وهله ی اول باید در راستای تغییر این نگرش باشد، چگونه می توان مشکلات موجود در خانواده را در سطح جهانی حل کرد؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما وجه اشتراک حرکتهای آذربایجان با حرکتی نظیر کمپین یک میلیون امضا چیست؟ (به نظر شما این حرکتها تعارضی هم با هم دارند؟)&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;همان طور که در مقدمه توضیح داده شد، حرکتهای اجتماعی موجود در آذربایجان بر اساس هویت آذربایجانی خود از سایر حرکتها متمایز می شوند. حرکت آذربایجان دارای خصوصیات گروههای اپوزیسیون نبوده و در مجموع دارای موقعیت پوزیسیونی است و این موقعیت را نیز به عنوان استراتژی برای خویش انتخاب کرده است. گرچه حرکتهای اپوزیسیون تلاش می کنند به این حرکت راه یافته و آن را تبدیل به حرکتی اپوزیسیونی کنند. یکی از خیزشهای موجود در حرکت آذربایجان، جنبش زنان آذربایجان است که به صورت فعالی به پیش می رود و به نظر من واقع بین تر و پراتیک تر است گرچه این حرکت ضعف هایی هم دارد از جمله اینکه نتوانسته است عمل گرایی خود را در قالبی تئوریک جمع بندی کند. فعالیت زنان در هر حوزه و سطحی می تواند کمکی برای ایجاد تحول در کل جامعه باشد. اگر تمامی حرکات در مرکز شکل گرفته و افراد پیرامون، منفعل باشند حرکات به نتیجه ای نخواهند رسید و به اهداف خود دست نخواهند یافت. من کمپین و جنبش زنان آذربایجان را حرکتهایی موازی هم می بینم حتی اگر در دیدگاه ها و عملکردهای خود متفاوت باشند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;فکر می کنید اصلی ترین مانع همکاری موثر میان فعالان حرکت ملی و کمپین یک میلیون امضا در چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;هم جنبش ملی آذربایجان و هم جنبش زنان اگر در چارچوب گفتمان دموکراسی باشند می توانند با هم همکاری کنند و اصولاً دارای اهداف یکسانی بشوند ولی زمانی که هر کدام از این دو جنبش برخورد ایدئولوژیک داشته باشند به صورت دو جنبش رقیب وارد صحنه خواهند شد. حرکت آذربایجان، حرکتی پویاست. شاید برخی گروه های سیاسی موجود در حرکت، مانع همکاری شوند ولی کل حرکت آذربایجان، پویا بوده و در درون خویش، جنبش زنان آذربایجان را همراهی می کند. البته عکس العملهایی که بعضی گروه ها در برابر کمپین نشان می دهند ناشی از ماهیت سانترالیستی کمپین، تبدیل شدن آن به ایدئولوژی و استفاده ی ابزاری حرکتهای مرکز گرا از کمپین است. این عوامل باعث می شود که برخی گروه های سیاسی فعال در حرکت آذربایجان در برابر کمپین عکس العمل منفی نشان دهند. ولی به نظر می رسد کمپین هیچ تناقضی با جنبش زنان آذربایجان نداشته باشد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;شما چه پیشنهادی برای خارج شدن کمپین از موقعیت سانترالیستی خود دارید؟(یا یک حرکت باید واجد چه خصوصیاتی باشد تا از نظر شما مرکز گرایانه نباشد؟) &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در چارچوب آنچه که پیش از این گفتیم تبدیل گفتمان دفاع از حقوق زنان از ایدئولوژی فیمینیستی به بخشی از گفتمان دموکراسی متکثر می تواند عاملی برای ادغام و انتگراسیون این دو جنبش گردد. این از نقطه نظر گفتمانی است. ولی در بعد سازمانی یکی از مهمترین عواملی که باعث مرکزگرایانه شدن احزاب و گروههای مختلف می شود این است که تصمیم گیری و مدیریت این گروهها از مرکز اعمال می شود و گروه های پیرامون نقشی فعال در تصمیمات اتخاذ شده در مرکز ندارند. این حرکات در مرکز ایجاد شده و از مرکز نیز گسترش می یابند. وقتی حرکتی، کمپین زنان ایران نامیده می شود باید در بخش مدیریتی آن افرادی از گروههای مختلف قومی از جمله آذربایجانی، کرد، عرب و گروههای دیگر چون کارگر، سرمایه دار، مذهبی، لیبرال و ... حضور داشته باشند. بنابراین اگر تمامی این گروهها در کمپین مشارکت نداشته باشند این حرکت کمپین تهرانی خواهد بود نه ایرانی.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;البته کمپین ساختار رسمی و سازمانی ندارد و از این رو دارای بخش مدیریتی نیز نیست. در زمان آغاز به کار کمپین و در میان گروه اولیه، نماینده ای از زنان آذربایجان نیز در میان تصمیم گیرندگان حضور داشته و در حال حاضر نیز تمامی تصمیمات با همکاری همه ی فعالین کمپین در شهرهای مختلف، گرفته می شود. با توجه به این توضیحات آیا هنوز هم معتقد هستید که کمپین حرکتی مرکز گراست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اگر تمام جامعه های هویتی که نام بردم و طبقات مختلف در روند تصمیم گیری کمپین نقش داشته باشند و مطالبات خود را از زبان کمپین بشنوند طبیعی است که همه از چنین حرکتی حمایت خواهند کرد. همانطور که اگر گروههای سیاسی موجود در حرکت آذربایجان ببینند که کمپین، بیان کننده ی مطالبات زنان آذربایجان نیز هست هیچ تناقضی میان آنها نمی تواند وجود داشته باشد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا شما به عنوان یک تحلیل گر قائل به اولویت بندی حل مسائل اجتماعی هستید؟ ( مثلا حل مسائله ی ملی قبل از مسئله ی زنان)&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به نظر من هیچ گروهی نمی تواند دستیابی به خواسته های خود را در اولویت قرار داده و خواسته های گروههای دیگر را منوط به تحقق خواسته های خویش بداند. این دیدگاه، دیدگاهی کاملا نابجاست. دموکراسی از وضعیتی متکثر به وجود می آید یعنی اگر تمامی لایه های اجتماعی بتوانند در لایه های اقتدار سهم داشته باشند دموکراسی به وجود می آید. احزاب و گروههایی که در مرکز هستند و معتقدند مشارکت مردم پس از استقرار دموکراسی تحقق می یابد، تصوری ایدئولوژیک از دموکراسی داشته و از آن استفاده ی ابزاری می کنند. و همچنین بعضی گروههای سیاسی ای که در درون حرکت آذربایجان وجود دارند و معتقد به، در اولویت بودن حل مسئله ی ملی، از نقطه نظر خود هستند، برداشت اتوپیایی از مسئله ی ملی دارند که من فعلا وارد جزئیات این بحث نمی شوم. به غیر از این گروه، سایر گروههای حرکت که معتقد به دموکراسی متکثر، حق تعیین سرنوشت و حتی فدرالیسم هستند بر این باورند که تمامی جنبش ها باید به موازات یکدیگر در سطح جامعه فعالیت نمایند و حضور مشترک اینها از مجاری حقوقی و قانونی در عرصه های اقتدار و روابط قدرت اجتماعی، همان موقعیت دموکراتیک می باشد. به نظر من، زنان نیز در کنار سایر گروه ها باید برای رسیدن به خواسته های خود همزمان فعالیت کنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;بزرگترین انتقادی که به کمپین یک میلیون امضا وارد می دانید چیست؟ (از منظر حرکت ملی آذربایجان)&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;انتقاد من، یک انتقاد کلی نسبت به همه ی حرکتهای مرکزگراست و آن این است که تصور می کنند چون در مرکز زندگی می کنند و روابط پیچیده تری دارند و تکنولوژی در اختیار آنهاست می توانند مسائل و مشکلات دیگران را نیز به خوبی تشخیص دهند؛ در صورتی که به نظر من، هرکس بهتر از آنها می تواند مشکلات خود را بشناسد و اگر قرار است نهادهایی در راستای حل مسائل و مشکلات در چارچوب ایران شکل گیرد، این نهاد ها باید نماینده ی تمامی اقشار جامعه باشد و همه در آن مشارکت داشته باشند. ما باید از تجربیات سایر کشورها هم استفاده کنیم. کشورهایی مثل هندوستان و ترکیه که نمونه های موفقی در این زمینه هستند متاسفانه ما از این تجربیات استفاده نمی کنیم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما ترم "حمایت جنبشهای اجتماعی از یکدیگر" چه طور و با توجه به چه فاکتورهایی عملی می شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;جنبشهایی که مخالف حرکت دوشادوش همه ی جنبشها در کنار یکدیگر هستند و می خواهند تمام قدرت را به تنهایی در دست گیرند، راه به جایی نخواهند برد. چه جریانهای داخل حرکت آذربایجان و چه حرکتهای مرکز. تک تک فعالین جنبش ها ضروری است که در راستای پیشرفت حرکت زنان بکوشند در غیر این صورت شاهد پیامدهای منفی عملکرد خویش خواهند بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;منظور از این سئوال حمایت جنبشهایی که در مقابل هم قرار دارند از یکدیگر نیست، بلکه منظور جنبشهایی مثل جنبش زنان و حرکت آذربایجان است که هر کدام مسیر خویش را با اهداف خویش دنبال می کنند. آیا این جنبشها می توانند از یکدیگر حمایت نموده و در راستای تحقق اهدافشان گامهای مشترکی بردارند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بله، چرا که نه؟ اگر به لحاظ استراتژی هر دو موقعیت پوزیسیون داشته باشند و اگر جنبش زنان ، جنبش زنان ایران باشد نه تهران، این دو حرکت حتما باید از یکدیگر حمایت کنند. در غیر این صورت دارای نقص بزرگی خواهند بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما و با توجه به شرایط فعلی جامعه ی ایران، قدرتمندتر شدن حرکتهایی نظیر کمپین یک میلیون امضا و یا حرکتهای مدنی دیگر در گرو چه فاکتورهایی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;همان طور که گفتم اگر استراتژی هر حرکت بر محور رئالیسم و پراگماتیک باشد در هر زمان و شرایطی خواهد توانست مسائل خود را مطرح کرده و برای یافتن راهکار، بکوشد. هیچ کس قادر به متوقف کردن حیات بشری نیست، اگر مبنای حرکت بر اساس ذات و الزامات حیات بشری باشد هیچ کس نمی تواند چنین حرکتی را متوقف کند. به بن بست رسیدن، پدیده ای ذهنی است. کسانی که فکر می کنند به بن بست رسیده اند در واقع ذهنشان به بن بست رسیده است. زندگی از هر راهی که شده به حرکت خود ادامه خواهد داد. از این رو به نظر من تمامی حرکتهایی که به شکل پوزیسیون و واقع بینانه پیش روند خواهند توانست راه کارهایی عملی مفیدی بیابند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما با توجه به اینکه گفتمان حاکم بر فضای سیاسی آذربایجان، "حرکت آذربایجان" است، حرکتهای دیگر چون کمپین چگونه می توانند گفتمان خود را در آذربایجان بسط دهند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;گفتمان دفاع از حقوق زنان اگر در چارچوب گفتمان دموکراسی متکثر خود را تعریف کند نه تنها تعارضی با جنبش ملی آذربایجان ندارد بلکه می تواند مکمل و متمم آن باشد. مهم این است که این دو جنبش خود را در چارچوب دموکراسی متکثر تعریف کنند. مشکلی که امروزه در اکثر جنبشها و احزابی که خود را مدافع دموکراسی قلمداد می کنند وجود دارد،این است که دموکراسی را صرفاً در مفهوم حداقلی آن (سیاسی) در نظر می گیرند. صرف اعاده ی حقوق زنان نمی تواند دموکراسی را بیشتر از این به ایران بیاورد. دموکراسی زمانی می تواند بطور کامل تحقق یابد که بسترهای هویتی آن مهیا گردد. در این راستا هویت شهروندی اجباری(تعریف شهروند براساس تبار و نژاد) جای خود را به هویتهای شهروندی داوطلبانه(تعریف شهروند براساس اقامت و تابعیت) می دهد. جنبش زنان اگرچه در راستای جنبش خود هویت دولتی جنسی را انکار می کند و خواهان تجدید نظر در آن است ولی در مورد هویتهای طبقاتی، قومی و مذهبی این مطالبه را به صراحت بیان نکرده است. نگرانی مدافعین دموکراسی متکثر در آذربایجان این است که جنبش دفاع از حقوق زنان تبدیل به یک جنبش ایدئولوژیک زنان گردد. در چنین وضعیتی جنبش زنان تنها شکافهای موجود در میان جامعه را تعمیق خواهد داد و فرآیند قرارداد اجتماعی در مورد حقوق را تحقق نخواهد داد. حرکت آذربایجان تنها زمانی از جنبش زنان دفاع خواهد کرد که این جنبش خود را در چارچوب دموکراسی متکثر تعریف کند. تنها در این صورت جنبش زنان مکمل و متمم جنبش آذربایجان خواهد بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;و حرف آخر:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;امیدوارم حرکت زنان آذربایجان تا اندازه ای قدرتمند شود که بتواند برای خود نهادهایی رسمی از کوچکترین واحد اجتماعی گرفته تا سطح جامعه ایجاد کرده و در راستای حل مسائل خویش بکوشد و البته قدم در مسیری ایدئولوژیک نگذارد و علیه تبعیضات حرکات سانترالیستی مبارزه کند و بتواند مسائل زنان اذربایجان را به شکل واقعی مطرح کند.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>مینو مرتاضی: نحوه برقراری پیوند بین جنبش زنان با جنبش سبز ، از طریق نزدیکی آرمانها و مطالبات برابری خواهانه است</title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6480</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6480</guid>
		<dc:date>2010-09-04T19:37:46Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		


		<dc:subject>ستون وسط</dc:subject>

		<description>&lt;p&gt;دلیل عدم تداوم همگرایی های اول و دوم جنبش زنان در خصوص انتخابات و خشونت ، این بود که همگرایی برای طرح مطالبات از ریس جمهور دهم،مقطعی و مهلت اش تا پایان انتخابات بود. دومین همگرایی با عنوان همگرایی زنان علیه خشونت ،با افزایش حجم سرکوبها و ، مهاجرت برخی اعضای موثر در همگرایی دوم به حال تعلیق در آمد . چون ما اخلاقاً به خود اجازه نمی دادیم بدون حضور و اجازه این دوستان از همان نام ها استفاده کنیم، به ویژه آن جمع جدید فکر می کردکه ممکن است تغیراتی در تحلیل ها و نگرش های اعضای قبلی همگرایی در رابطه با حوادث پس از انتخابات ایجاد شده باشد، .این بود که در ادامه همان توافقات حداکثری در همگرایی ها ، و پس از چندین و چند جلسه مشورتی، سرانجام توافق حد اکثری بر ایجادهمگرایی با نام همگرایی سبز جنبش زنان شکل گرفت و در عرصه عمومی مطرح شد. ولی در حقیقت این همگرایی هم در ادامه همان مشی غالب بر هم اندیشی ها و همگرایی های گذشته و در تداوم انها شکل گرفته است...&lt;/p&gt;

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique3" rel="directory"&gt;مقالات&lt;/a&gt;

/ 
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?mot12" rel="tag"&gt;ستون وسط&lt;/a&gt;

		</description>


 <content:encoded>&lt;img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L117xH150/arton6480-a8d21.jpg" width='117' height='150' style='height:150px;width:117px;' /&gt;
		&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;تغییر برای برابری / &lt;a href='http://www.change4equality.org/spip.php?article6457' class='spip_out' rel='external'&gt;مجموعه ی کمپین از نگاهی دیگر&lt;/a&gt;: مینو مرتاضی، فعال حقوق زنان، از اعضای شورای فعالان نیروهای ملی مذهبی، عضو همگرایی زنان برای طرح مطالبات در پیش از انتخابات و عضو دو همگرایی دیگر مبارزه با خشونت و همگرایی سبز جنبش زنان است.از او درباره ی این همگرایی ها و نقش و شیوه ی عمل آنها در جنبش زنان پرسیده ایم، آنچه می خوانید نتیجه ی این گفت و گوست.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما در پیگیری مطالبات کمپین یک میلیون امضاء ، مذهب بازدارنده بود یا پیش برنده ؟
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در ارزیابی نقش مذهب در جامعه ،می توان و(می باید)به تاثیر آن هم از منظر جایگاه مذهب در حکومت وهم از زاویه جایگاه مذهب در جامعه ایران نگریست.به نظر من مذهب در عرصه عمومی جامعه ایران ،نه تنهامزاحمتی جدی وبازدارنده برای پیشبرد مطالبات کمپین نداشته بلکه در جهت پیشبرد اهداف کمپین نقش بیشتری ایفا کرده است. در عین حال با وجود اینکه رهبران کمپین ، جمع گنندگان امضا را از ورود به بحث های ایدئولوژیک و چالش های کلامی فمینیستی اکیداً منع کرده بودند و سعی داشتند حتی المقدور کمپین در چارچوب و محدودۀ مطالبات حقوقی و مدنی زنان محفوظ بماند اما تفکرات اصولگرای حاکم، با کنشگران کمپین برخوردهای پلیسی ــ امنیتی می کرد . به گواهی و شهادت برخی از رهبران کمپین یک میلیون امضا ، این برخوردها بیشتر با خود فعالان صورت می گرفت نه با مطالبات کمپین .&lt;/p&gt; &lt;p&gt; ( آنها با مطالبات ما کاری ندارند بلکه با خود ما کار دارند – نوشین احمدی خراسانی 1387) . شاید بتوان گفت این رویکرد برخاسته از همان نگرشی باشد که نوعی قرائت خاص و انحصاری از مذهب را در ساخت قدرت متبلور و تحمیل می کند . نگرشی که نمی توان نسبت به آثار و ویژگی های ان بی تفاوت ماند.به بیان دیگر نمی توان از رفتارهای دولت دینی و واکنش آن نسبت به چنین حرکتها و کنش هایی غافل بود . به نظر می رسد ، حاکمیت تصور می کرد کمپین قابلیت تبدیل شدن به یک نهاد مدنی را دارد . از این رو با کمپین هم مانند بیشمار نهاد مدنی متفاوت از نگرش حاکم، مقابله میکرد. ، اما به لحاظ اصول محتوایی مذهبی و دینی، مشکل چندانی با مطالبات کمپین نداشت . کمپینی ها هم این را می دانستند ، از این رو برای پیشبرد مطالبات شان، سراغ بسیاری از شخصیت های مذهبی و مراجع دینی فعال و مؤثر در جامعه رفتند و توانستند تاُ ئید آنان را برای مطالبات کمپین اخذ کنند . در عین حال جمع آورندگان امضاء از برخی آداب و رسوم سنتی مذهبی برای پیشبرد اهداف کمپین سود جستند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;راه ورود مذهب به فضای اجتماعی مدرن ، از جمله حرکت های برابری طلبانه زنان چیست ؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در جوامع مدرن، مذهب امری شخصی و درون فردی قلمداد می شود و هر کسی به اتکاء دریافت و برداشت های فردی خود از مذهب در خرکت های اجتماعی و جنبش ها ورود پیدا می کند و نسبت به آنها موضع می گیرد . در این صورت بدیهی است راه ورود مذهب به فضای اجتماعی جوامع جدید ، از جاده ها و دروازه های فرهنگی باشد . جوامع مدرن چند فرهنگی اند و از تقسیم فضای اجتماعی به دو قطب مذهبی و غیر مذهبی پرهیز می کنند . حرکتهای برابری طلبانه زنان می تواند در برخی لایه ها و سطوح نقطه عزیمتی مذهبی داشته باشد ویا برخاسته از انگیزه های معنوی باشد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;سهم فعالان ملی مذهبی و بطور کلی سیاسیون در جمع آوری امضاء برای کمپین چقدر است ؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;من از اولین امضاءکنندگان بیانیه برای طرح مطالبات کمپین بودم .زیرابه طور اصولی با مطالبات کمپین مخالفتی نداشتم .اما با نگرش حاکم بر برخی تئوری پردازان کمپین که سعی داشتند کلیت جنبش زنان را به فعالان کمپین تقلیل دهند و برای خود و کمپین نقش رهبران آوانگارد اجتماعی قائل شوند انتقاد داشتم .تاجایی که من اطلاع دارم بسیاری از زنان و مردانی که مثل من دغدغه مسئله زنان را دارند و در طیف «ملی – مذهبی ها» جای می گیرند همگی بیانیه کمپین را امضاء کرده اند و برخی چهره های شناخته شده زنان ملی مذهبی به صورت فردی و با تعهد شخصی و اجتماعی شان در جهت جمع آوری امضاء با کمپین همکاری می کردند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اما اگر منظورتان این است که «سهم بری ملی مذهبی ها» را مشخص کنم به گمانم این کار نه شدنی ونه منطقی است !!مگر کسی می تواند سهم یک تفکر و اندیشه ریشه دار تاریخی را به چند نفر که خود را وابسته به این تفکر می دانند تقلیل دهد ؟به گمانم این سئوال، بیشتر ایدئولوژیک است تا از موضع تعین سهم حامیان کمپین؟چرا که انگار پیش فرض اش آن است که کنشگر کمپین بودن یک دیدگاه خاص و مشخصی را نمایندگی می کند که باید نسبت اش را مثلا با دیدگاه های ملی مذهبی یا هر دیدگاه دیگری مرز بندی کند.. اگر هم منظورتان این است که چقدر کمپین و مطالباتش با دیدگاه ملی – مذهبی ها هماهنگ بوده؟ باید بگویم ملی مذهبی ها هرگز مخالفت اصولی با مطالبات و مبارزات برابری خواهانه زنان نداشته و ندارند، آنها برخلاف برخی از گروه های چپ که مثلا تغییرات قانونی را «لیبرالی» می دانند و از این زاویه کمپین را نقد می کردند. اصولا مشکل دیدگاهی با مطالبات حقوقی جنبش زنان ندارند . من به عنوان یکی از اعضای شورای فعالان نیروهای ملی مذهبی ، هرگز به یاد ندارم کسی به عنوان نماینده کمپین رسماً به شورای فعالان مراجعه کرده باشد و در بارۀ کمپین و جمع آوری امضاء از آنها درخواستی کرده و سهمیه ای برای آنها تعیین کرده باشد. همانطور که قبلاً گفتم به گمانم مشی بنیانگذاران کمپین این نبود که سراغ سیاسیون بروند و سیاست را در کمپین دخالت دهند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما جمع آوری یک میلیون امضاء برای درخواست تغییر قوانین تبعثض آمیز علیه زنان ، با توجه به شرایط سیاسی امروز ایران ممکن است مشروعیت حرکت اجتماعی را زیر سئوال ببرد &lt;/strong&gt; ؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به نظر من زیر سئوال بردن مشروعیت حرکتی علیه حرکت دیگر ، بستگی به میزان نزدیکی و دوری اهداف و مطالبات این حرکت ها نسبت به یکدیگر دارد. اگر حرکت اجتماعی مورد نظر در جهت برابری خواهی علیه تبعیض های جنسیتی ، قومیتی ، طبقاتی و سیاسی و فرهنگی در گسترۀ ملی جریان داشته باشد آنگاه ائتلاف کمپین به مثابه حرکتی علیه تبعیض های جنسیتی زنان ماننددیگر حرکت های ائتلافی برای پیگیری مطالبات خاص در خرده جنبشهای اجتماعی ،بطور طبیعی در کنار آن حرکت و جنبش فراگیر ی قرار می گیرند که مدعی مبارزه علیه تمامی اشکال تبعیض در کلیه سطوح اجتماعی است . من دلیلی نمی بینم که این دو حرکت بزرگ و کوچک ، با اهداف نزدیک به هم و مطالبات کم و بیش یکسان ، همدیگر را زیر سئوال ببرند و از یکدیگر مشروعیت زدایی کنند . اگر این سوال کنایه از نوع تعامل کمپین با جنبش سبز باشد !من اصولا این دو را هم وزن یکدیگر نمی دانم .اکمپین با مطالبات محدود و مدت معین ، به عنوان یک حرکت از مجموعه حرکت های زنان ، با جنبش فراگیر سبز هم وزن نیست که بخواهد ان را زیر سوال ببرد. و یا از آن مشروعیت زدایی کند ،&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به نظر من بسیاری از فعالان کمپین یک میلیون امضا در جنبش زنان خود را بستر ساز جنبش سبز برای ازادی و دمکراسی می بینند .دلیلی ندارد مشوعیت چیزی را که خود را در موجودیتش سهیم می دانند را زیر سوال ببرند و یا از آن مشروعیت زدایی کنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;بزرگترین ضربه و بزرگترین بهره کشی های اجتماعی از اتفاقات خرداد 1388 به این سو را در چه چیزی می دانید ؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;خیزش مردمی خرداد 1388 موسوم به جنبش سبز یک اتفاق ساده نبود . موج بسیار عظیم و گسترده ای بود که بسیاری از خرده جنبش های اجتماعی را در خود جذب کرد . برخی این نامریی شدن را بزرگترین ضربه به خرده جنبش های اجتماعی تلقی می کنند . براستی هم گم شدن هویت و از دست دادن استقلال خرده جنبش ها در قبال جنبش فراگیر و گسترده اجتماعی می تواند ضربه بزرگی باشد و در دل فعالان جنبش های کوچکتر حتی اضطراب و اندوه فراموش شدگی ایجاد کند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اما بنا بر اصطلاح " درد از او، درمان نیز هم " می توان نقطه ضعف را تبدیل به نقطه قوت کرد و نتایج مثبت و بزرگی بدست آورد . شاید بزرگترین بهره ای که خرده جنبش های اجتماعی در مواجهه با جنبش های فراگیر می توانند کسب کنند ارتباط و پیوند با توده های میلیونی مردم و کسب سرمایه اجتماعی بیشتر در سطح و عمق جامعه است . چنین خیزش های میلیونی مردم، فعالان خرده جنبش های اجتماعی را از گرفتار ماندن و دور زدن در محدوده کوچک خویش و تکرار مکررات واقعا نجات می بخشد و به آنها این فرصت را می دهد تا اولا میزان دوری و نزدیکی آرمانها و اهداف شان با اهداف و آرمانهای عمومی مردم شان را دریابند و اثرات و نشانه های فعالیت های پیشین خود را در شکل گیری خیزش کنونی مشاهده کنند و دوما فرصتی استثنایی به وجود می آورد که آنها به ارزیابی و تصحیح اشتباهات گذشته و تقویت نقاط قوت خود بپردازند . دستاورد بزرگ و در عین حال نوبرانه ای که فعالان جنبش های اجتماعی در رابطه با جنبش سبز بدست آورده اند این است که ، آنان برای اولین بار در تاریخ ایران با جنبش مردمی گسترده و فراگیری مواجهه شده اند که سعی دارد در چارچوب پایبندی به قانون و مدنیت، در عین حال با هویت جنبشی اجتماعی، باقی بماند و اصراری به تخریب و بالابردن هزینه های فعالیت های کنشگران اجتماعی و دستکاری مصنوعی و رادیکالیزه شدن فرایند تغییر و اصلاح ساختارها و (به قولی سیاسی کردن جنبش) را ندارد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فرصت بی بدیلی برای فعالان خرده جنبش های اجتماعی ـ از جمله برای فعالان جنبش زنان ـ فراهم شده تا بر اساس «مشی پرهیز از خشونت» و پایبندی به رفتارهای مدارا جویانه و غیر خذفی اگر واقعا طرح عملی و بسیج کننده برای تحقق مطالبات شان دارند به جامعه ارائه دهند و از نقش یک ناراضی دائمی به یک کنشگر منتقد و تحلیل گر اجتماعی، جایگاه شان ارتقاء یابند. ضمن اینکه در رابطه ای تعاملی ،جنبش های اجتماعی از حرکت ها ی خلاق در خرده جنبش ها بهره می گیرند ،وبعکس ،خرده جنبش ها نیز می توانند ازبستر و امکانات جدیدی که جنبش اجتماعی گسترده تر در جامعه ایجاد کرده است ،برای ارتقاءو بسط خود سود جویند.چنان که در مجموعه رویداد های پس از انتخابات 22خرداد،همدلی میان زنان شهری با سبک های مختلف زندگی ونگرش های متفاوت وحتی متضاد اجتماعی ،سیاسی بیشتر شد .ودر عین حال حرکتها و نهادهای جدیدی در این بستر شکل گرفت .مثل حرکت مادران عزا،ویا جمعیت زنان زندانی و زنان خانواده های زندانیان که نقش زنان در جامعه را پر رنگ تر کرد..و جایگاه و شان زنان در جامعه را ارتقاءداد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضاء آیا توانست با جنبش سبز پیوند برقرار کند ؟ اگر توانست چگونه ؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ببینید، من این جدا کردن و موازی سازی جنبش زنان با کمپین را رویکرد درستی در حرکتهای برابری طلبانه زنان کشورم نمی دانم . چون یک نوع گروه گرایی ـ آنهم از نوع کلاسیک بازدارنده ـ را تداعی می کند. به گمان من بخش اعظم فعالان جنبش زنان که بسیاری از فعالان و بنیانگذاران کمپین یک میلیون امضاء هم در آن حضور دارند ، به دلیل احساس نزدیکی با آرمانهای دموکراتیک جنبش سبز و داشتن مطالبات مشترک و نفی نابرابری های جنسیتی ومبارزه با کلیه اشکال تبعیض، به خوبی و با هوشیاری توانستند با جنبش سبز پیوند برقرار کنند و بطور طبیعی در کنار آن قراربگیرند و تعدادی از فعالان کمپین هم به دلایلی که خودشان به کرات برشمرده اند و توضیح داده اند ، نتوانستند با جنبش سبز همدلی و پیوند برقرار سازند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در ضمن سئوال من این است که مگر کمپین ما هیتا چیزی متفاوت از ائتلاف بود؟ به گفته نظریه پردازان کمپین ( از جمله خود شما خانم مقدم عزیز)، کمپین ائتلافی ا برخاسته از جمع هم اندیشی زنان بود،که در ان نیروهای گوناگون فکری مثل بقیه ائتلاف ها همچون ائتلاف لایحه، یا ائتلاف همگرایی جنبش زنان برای انتخابات، حضور داشتند.بدیهی است هر یک از این تفکرات ، در مواجهه با دیگراتفاقات و جریانات اجتماعی ،سیاسی و....هر کدام مسیر ی را که همخوانی بیشتری با نگرش شان دارد را انتخاب کنند. راهکار بدیع جنبش زنان برای تشکیل هم اندیشی ها و همگراییها و در کمپین ها این بوده که توانسته زنان دارای نگرش های مختلف سیاسی و اید ئو لوژیک را گرد مطالبات تاریخی و یا مقطعی زنان گرد اورده و زیر یک سقف و دور یک میز بنشاند ..وبیانیه هایی برآمده از برایند نظرات جمعی زنان صادر کند. این زنان به خاطر اشتراک در دیدگاه های فکری و ایدئولوژیک نبوده که دور هم جمع شده اند بلکه نقطه اشتراک شان پافشاری بر چند خواسته از میان خواسته های گوناگون زنان بوده است. برای همین بسیار طبیعی است همه کسانی که در همگرایی زنان برای انتخابات بودند و یا در در کمپین بوده اند، دیدگاه های مختلفی در مورد اتفاقات اخیر و جنبش سبز و رهبران این جنبش و سایرجریانات اجتماعی داشته باشند. نکته حائز اهمیت این است که نحوه برقراری پیوند بین جنبش زنان با جنبش سبز ، اتفاقا از طریق نزدیکی آرمانها و مطالبات برابری خواهانه است و همین امر، باعث همبستگی و همنشینی بین این دو جنبش شده است. محور های مهم و بعدی این دو، همدلی در اعتراضات و رویکرد مشترک آنها در پیگیری «مشی پرهیز از خشونت و همکاری های مدارا جویانه مدنی برای تحقق مطالبات» است. سومین عامل و شاید از همه مهم تر، مبادله خلاق تجارب و آراء صاحب نظران و تئوری پردازان جنبش زنان و جنبش سبز با یکدیگر بوده است .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;تجربه های ذی قیمت جنبش زنان در تشکیل ائتلاف «هم اندیشی» و ائتلافهای مطالبه محور دیگر، و نیز راه اندازی شبکه های اجتماعی و همگرایی های زنانه ، مدلهای بسیار خوب و خلاقی برای فعالان سایر جنبش های اجتماعی ــ بویژه جنبش سبز ــ به شمار می آیند . زیرا تمامی این تجارب برخاسته از دل تاریخ و فرهنگ و نگرش و جهان بینی خاص ایرانیان است که می تواند موجبات ترویج و گسترش ارزش های عدالت خواهانه و اهداف و مطالبات جنبش در سطح لایه های گوناگون اجتماعی شود .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt; همگرایی جنبش زنان با جنبش سبز چگونه شکل گرفت؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;«همگرایی سبز جنبش زنان» به دنبال تجربه موفقیت آمیز تشکیل اولین ائتلاف وسیع «همگرایی زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» در فضای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و در استمرار و ادامه همگرایی دوم افراد مستقل و و گروه های زنان حول «همبستگی زنان علیه خشونت های اجتماعی» شکل گرفت .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فرایند تشکیل همگرایی سبز جنبش زنان هم به روال سابق همگرایی های دیگر بود . یعنی مثل همیشه از سوی برخی از فعالان جنبش زنان ازنمایندگان گروه های مختلف زنان و چهره های مؤثر در انجمن های صنفی و غیردولتی و خبرنگاران و زنان مستقل با نگرش ها و دیدگاههای گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، مذهبی و قومی و سکولار دعوت به عمل آمد تا بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل روز و نحوه مواجهه زنان با این مسائل، در سطح گسترده تری از جامعه زنان صورت پذیرد . پاسخ به این دعوت مثل پاسخ های قبلی، مطلوب و با گشاده رویی توأم بود . اکثریت گروه های یاد شده نمایندگانی فرستادند و جمع شدیم و چیزی قریب یکصد و خرده ای ساعت وقت صرف بحث و گفتگو کردیم، برخی در نیمه راه رها کردند (مثل بقیه ائتلاف ها) و برخی افزوده شدند در این میان ابتدا در بحبوحه تجمعات خیابانی ما «بیانیه همبستگی زنان علیه خشونت های اجتماعی» را صادر کردیم و تلاش بسیار کردیم تا گفتمان پرهیز از خشونت را به شکل گسترده مطرح کنیم. پس از آن هم به تدریج و پس از حصول توافقات حداکثری، بیانیه همگرایی سبز جنبش زنان به مناسبت 8 مارس نوشته شد که در روز جهانی زن (8 مارس) سال 1388 در گردهمایی که به این منظور برپا شد قرائت شد و مدتی پس از آن، در مردادماه سال 89 بیانیه همگرایی سبز جنبش زنان را به مناسبت سالگرد پیروزی جنبش مشروطه (14 مرداد) به جامعه و افکار عمومی ارائه شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;دلیل عدم تداوم همگرایی های اول و دوم جنبش زنان در خصوص انتخابات و خشونت ، این بود که همگرایی برای طرح مطالبات از ریس جمهور دهم،مقطعی و مهلت اش تا پایان انتخابات بود. دومین همگرایی با عنوان همگرایی زنان علیه خشونت ،با افزایش حجم سرکوبها و ، مهاجرت برخی اعضای موثر در همگرایی دوم به حال تعلیق در آمد . چون ما اخلاقاً به خود اجازه نمی دادیم بدون حضور و اجازه این دوستان از همان نام ها استفاده کنیم، به ویژه آن جمع جدید فکر می کردکه ممکن است تغیراتی در تحلیل ها و نگرش های اعضای قبلی همگرایی در رابطه با حوادث پس از انتخابات ایجاد شده باشد، .این بود که در ادامه همان توافقات حداکثری در همگرایی ها ، و پس از چندین و چند جلسه مشورتی، سرانجام توافق حد اکثری بر ایجادهمگرایی با نام همگرایی سبز جنبش زنان شکل گرفت و در عرصه عمومی مطرح شد. ولی در حقیقت این همگرایی هم در ادامه همان مشی غالب بر هم اندیشی ها و همگرایی های گذشته و در تداوم انها شکل گرفته است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا شما خانم رهنورد را نماینده جنبش سبز و تعداد اندکی از فعالان جنبش زنان و تعدادی از مادران صلح را نمایندگان جنبش زنان می دانید ؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;پس از وقوع حوادث خرداد 1388 و افزایش سرکوب هایی که منجر به مهاجرت دسته جمعی تعدادی از خبرنگاران و فعالان خرده جنبش های اجتماعی از جمله برخی چهره های سرشناس در جنبش زنان به خارج از کشور گردید در حالی که نفس ها در سینه و بغض در گلوی جامعه حبس شده بود ، روز جهانی زن فرا رسید . اکثریت فعالان جنبش زنان که در کشور حاضر بودند ، احساس مسئولیت می کردند که طبق سنت هر ساله ، مراسم روز جهانی زن را تحت هر شرایطی برگزار کنند . جلسات هم اندیشی و مشورتی برگزار شد و سه پیشنهاد حداکثر رای را آورد و قرار شد هر سه پیشنهاد را در روز جهانی زن، عملی کنیم:&lt;/p&gt; &lt;p&gt;1- دیدار با خانم زهرا رهنورد به عنوان زنی موفق و مؤثر در جامعه روشنفکری جهانی جنبش سبز ایران ( خانم رهنورد در دیماه 1388 به عنوان اولین زن ایرانی مقام هشتم را در لیست روشنفکران تأثیر گذار امروز جهان را از آن خود ساختند ) .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;2 – حضور جلوی در زندان اوین و همنوایی با زنان خانواده های زندانیان سیاسی .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;3 – رفتن به خانه های شهدا و مجروحین و معلولین جنبش سبز و ملاقات و اظهار همدردی با مادران و همسران و خانواده های کشته شدگان و مجروحین و معلولین حوادث خونبار سال 1388 .&lt;/p&gt; &lt;p&gt; این هر سه فعالیت انجام شد و گزارشاتش هم به جامعه ارائه شد ، کنش های یاد شده ،در زمره بهترین، مؤثرترین و انسانی ترین فعالیت هایی بود که طی سالهای اخیر در مراسم بزرگداشت روز جهانی زن از سوی جنبش زنان ایران انجام گرفته بود . دلیل استقبال از این پیشنهادات و اجرای آنها هم این بود که فعالان جنبش زنان نیک می دانند فعالیت های جنبشی در خلأ صورت نمی گیرند و رابطه تنگاتنگ با حوادث و وقایع و اوج و فرود های اجتماعی مملکت شان دارند . و زنان همواره شریک صلی و مسئولیت پذیر شادی ها و رنج های ملی در لحظات دشوار و آسان حیات و تاریخ اجتماعی هموطنان شان هستند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فعالان جنبش زنان حاضر در کشور ، زیر فشار امنیتی و پلیسی طاقت فرسا توانستند با استفاده به موقع از فرصتی که روز جهانی زن در اختیارشان قرار داده بود افکار عمومی ایران و جهان را متوجه مطالبات برابری خواهانه و جنسیتی زنان ایرانی بنمایند و هم اینکه ابراز وجودی کنند و هویت مستقل جنبش زنان را دیگر بار مریی سازند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اینکه می فرمائید تعداد «اندکی» از فعالان جنبش زنان و مادران صلح و .... بوده اند ، توجه حضرتعالی را به این نکته جلب می کنم که جمع شدن حدود یکصد و بیست نفر از زنان طیف های مختلف با نگرش های گوناگون اجتماعی و عقیدتی ، آنهم در سخت ترین شرایط امنیتی زیر یک سقف به نام همگرایی سبز جنبش زنان، کارستانی بود که از عهده کمتر جریان و نهاد اجتماعی ،سیاسی در ایران بر آمده است!. جمعیتی که در 8 مارس گرد آمدند، بسیار بیشتر از تعداد جمع شدگان جلسات ائتلاف «هم اندیشی» و همگرایی های قبلی بودند. نمایندگان اکثر گروههای حاضر زنان با علاقه فراوان در این نشست حضور پیدا کردند.. ببینید ممکن است در یک جا مثلا 100 نفر جمع شوند اما همه متعلق به یک طیف فکری باشند و در جای دیگر مثلا 50 نفر ولی متشکل از طیف های گوناگون. بنابراین تعداد و کمیت لزوما نشان دهنده اثبات گستردگی و دربرگیرندگی یک جریان ننیست. در هر نشست و جمعی مسلما «همه» آنهایی که خود را متعلق به جنبش زنان می دانند نمی توانند حضور پیدا کنند، مثلا در مادران عزادار همه «مادران عزادار و مادرانی که بچه هایشان زندانی شده اند» حضور دارند؟ مسلما نه ولی مادران عزادار هم جمعی سمبلیک و تشکیل شده از طیف های مادرانی است که صدمه دیده اند و نه همه آنها. به نظر من با توجه به امکانات بسیار بسیار حداقلی ــ از نظر جا و امکانات ــ که به ما اجازه نمی داد بسیاری از مشتاقان حضور در چنین جلسه ای را دعوت کنیم تا مبادا ازدحام بیش از اندازه هزینه های پلیسی را افزون کند ، حضور این عده بطور فشرده در مراسم یاد شده بیانگر رشد و گسترش و ریشه دار شدن جنبش زنان در لایه های عمیق تر اجتماعی است . حضور چهره های تازه نفس و جویای نقش و سهم در جنبش زنان در این جلسه و جلسات بعدی حقیقتا شوق برانگیز بود . در عین حال واقعیتی که باید بدان توجه داشته باشید این است که معمولاً زنانی که در صحنه و داخل اند و از نزدیک دستی بر آتش دارند در سرنوشت جنبش سبز تأثیر گذارترند ولو اینکه به زعم شما تعداد شان اندک باشد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;البته توجه به این حقیقت هرگز به معنای نفی تأثیر سایر فعالان هم فکر بیرون از کشور وحتی بیرون از حوزه جنبش زنان نیست.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;تاریخ نشان می دهد ، آنچه در سرنوشت جنبش ها تعیین کننده و اثر گذار است قدرت و قابلیت ها و خلاقیت های درونی جنبش هاست که هویت آنان را آشکار و مریی می سازد و قدرت مقاومت و ایستادگی انها برای تحقق مطالبات را افزون می کند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فعالان بیرونی اگر می خواهند در رابطه با اهداف و مطالبات جنبش از درون فعالیت کنند ناچارند بپذیرند اقدامات آنان زمانی قدرت اثر بخشی پیدا می کند که جنبش ذاتا پویا و خلاق باشد . آنها چون از دور نظاره گرند می توانند در مقام داوران منتقد دلسوز در جهت کاهش خطاهای فعالان و افزایش قدرت آنان در داخل عمل کنند . نه اینکه بگویند چون ما مهاجرت کرده ایم و نیستیم ، جنبش زنان در داخل دچار ریزش تعداد و بحران رهبری و مشروعیت شده است !؟! و نمی بایست دقیقاً همان نقطه قوت جنبش زنان را که سالها از آن دفاع می کردیم و به آن می بالیدیم که ساختار مدیریتی جنبش زنان ساختاری افقی و مشورتی و متکثر است را در نبود و فقدان چندین فعال مهاجر، تبدیل به نقطه ضف جنبش زنان نموده و مشروعیت حرکت های داخلی را زیر سئوال ببرند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt; در مورد خانم زهرا رهنورد هم نظرم این است که ، ایشان به دلیل استقلال شخصیتی و نوع گرایشات فکر ی و سیاسی و دفاع از حقوق شهروندی و مبارزه شجاعانه شان با نابرابری ها و تبعیضات قومی و طبقاتی و جنسیتی، و تأثیراتی که از این رهگذر بر افکار عمومی در جامعه گذاشته اند توانسته اند تابوهای فرهنگی جنسیتی در مورد ورود زنان به عرصه مبارزات سیاسی را در هم بریزند.و در جامعه هنوز پدر سالار ایران به عنوان یکی از برجسته ترین سمبل های جنبش سبز پذیرفته شوند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بسیاری از مردم و فعالان جنبش های اجتماعی نه به صرف تأئید و حمایت ایشان از «کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان» بلکه به واسطه نحوه فعال حضور ایشان در عرصه دفاع از حقوق شهروندی مردم و بویژه زنان، و نیز بواسطه برخورداری از صراحت لهجه و بیان صادقانه و داشتن ذهن تحلیل گری که ایشان را در مقام هشتمین روشنفکر تأثیر گذار جهان قرار داده است خانم رهنورد را نماینده اصیل جنبش دموکراتیک سبز می دانند. و همینطور خانم رهنورد در این مدت نشان داده است که توانسته از طریق بیانیه هایی که در دفاع از حقوق زنان و اقلیت ها، صادر کرده با بدنه اجتماعی پیوند برقرار کند .این پیوند و پذیرش خانم رهنورد به عنوان یکی از رهبران موثر جنبش سبز،توانسته تا حدودی خلاء وکم کاری های ناخواسته و انفعال جنبش زنان و نیز بی توجهی رسانه ها و افکار عمومی را نسبت به مسله مشارکت سیاسی زنان، به مثابه مسئله اکثریت بی قدرتان در برابر تمرکزقدرت نزد مردان را جبران کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;من به شخصه اینگونه نشست ها را مفید می دانم و معتقدم ظرفیت سازی در تمام سطوح لازم و مفید است برای پیشبرد خواسته های برابری طلبانه مان ولی با نام " همگرایی جنبش زنان و جنبش سبز " در یک فضای بسته ، موافق نیستم . چون این همگرایی در سطح وسیع در خیابان ها اتفاق افتاد و بسیاری از فعالان جنبش زنان بخصوص فعالان کمپین با برگزاری کارگاه های حقوق زن – خشونت علیه زنان – کارگاه کامپیوتر – کارگاه حقوق شهروندی – کارگاه نوشتن ، توانستند زنانی را که برای پس گرفتن رای شان به خیابانها آمده بودند به برابری خواهی حساس و جنبش زنان را تقویت کنند . یا همان طور که مطلع هستید مادارن عزا دار در پارک ها – بهشت زهرا – خاوران – مقابل زندان اوین و با حضور پررنگ شان فضای خیابان را زنانه ترک کردند و داد خواهی را پیشه خود کردند . حالا سئوال من اینست که آیا این همگرایی یک جور نخبه گرایی نیست ؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مقدمه طولانی سئوال کوتاه شما که بیشتر معطوف به پررنگ کردن فعالیت های کمپین و مادران عزادار در جنبش زنان ایران است ، حکایت از دلبستگی و گرایش شدید شما به این حرکت ها دارد و من به این دلبستگی ها و گرایشات عاطفی شما احترام می گذارم و معتقدم هر فعال و کنشگر اجتماعی حق دارد بنابر سلایق و علایق شخصی اش پاره ای فعالیت ها و حرکت های درون جنبش را بر پاره ای دیگر ترجیح دهد و حتی برایش تبلیغ کند ، مشروط بر اینکه اصالت کار دسته جمعی و اکثریتی گروههای مختلف زنان را زیر سئوال نبرد و به وحدت عمومی فعالان و کل حرکت جنبشی ضربه نزند و شکاف ایجاد نکند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;حالا برای پاسخ به اینکه آیا همگرایی جنبش سبز جنبش زنان ، ائتلافی نخبه گرایانه است یا عوام گرایانه ، سعی می کنم از دو منظر متفاوت اما کاملا مرتبط، به قضیه نگاه کنم: نخست این که اکثر قریب به اتفاق جنبش های مدنی و نوگرا (دینی یا سکولار) و نیز شکل گیری ائتلافهای دسته جمعی درون جنبش های مدنی ـ از جمله در جنبش زنان ـ توسط روشنفکران مسئول و متعهد به آرمانهای برابری خواهانه، پایه ریزی شده است. شکل گیری ائتلاف کمپین یک میلیون امضا هم از این دایره خارج نیست کافی است به مؤسسین و اعضای اولیه آن نگاه بکنیم تا بلافاصله نقش روشنفکران و نخبه های جنبش زنان را در تشکیل این ائتلاف ببینیم. همینطور نگاه کنید به ائتلاف «هم اندیشی» و دیگر ائتلافهای دو دهه اخیر در جنبش زنان تا نقش بسیار پر رنگ و قاطع روشنفکران و نخبگان را در آنها ببینید.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;منظر دوم، عادت بدبینی و امتناع بسیاری از اندیشمندان و نخبگان و مبارزان راه آزادی در ایران برای ایجاد همبستگی در پروسه عمل اجتماعی است. در واقع مایلم توجه شما را به امتناع تاریخی مردم و نخبگان از مشارکت و کار دسته جعمی با یکدیگر برای حل معضلات اجتماعی و سیاسی در کشورمان جلب کنم . اگر از زاویه آسیب شناسی چنبش ها به این عدم تمایل به مشارکت دسته جمعی بنگریم می بینیم دلیل تمایل قلبی مردم ایران به کار و حرکت های انفرادی ، در واقع استبداد و نا امنی تاریخی در ایران است که روح و روان ایرانیان را چنان آزرده که ترجیح می دهند تنها بمانند اما بیم این را نداشته باشند که مبادا دوست از پشت خنجرشان بزند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;استبداد تاریخی ، بی اعتمادی را در سطح و عمق جامعه چنان گسترانیده است که تلاش برای جمع کردن طیف ها و نگرش های گوناگون فعالان و روشنفکران اجتماعی و دور میز همگرایی و هم اندیشی نشاندن آنها کاری بس دشوار و طاقت فرسا و مستلزم پرداخت هزینه ای مادی و معنوی و صرف وقت و انرژی فراوان است .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با همه این گرفتاریها و عادات بدبینانه و فرهنگ تفرّد اما اگر این فعالان گرد آمده در همگرایی سبز جنبش زنان را به قول شما «نخبه» ـ و (نه توده مردمـ )تلقی کنیم باز هم برون داد آراء و نظرات جمعی این نخبگان آرمان خواه در قالب بیانیه ها و طرح شجاعانه مطالبات (مطالباتی که عمدتا منافع عاجل زنان فرودست جامعه را در بر می گیرد) را نمی توان «نخبه گرایی» تلقی کرد! . می خواهم به شما و دوستان این نکته را یاد آ وری کنم که،در حقیفت «برنامه و عمل» یک ائتلاف و یا یک حزب است که نشان می دهد که آن گروه نخبه گرا است یا عوام گرا؟ ویا اینکه منافع جمع وسیع مردم را می بیند، و به دنیال یافتن راههای هوشمندانه و همه جانبه برای تحقق آنهاست؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گمان من برای این که دریابیم ایایک ائتلاف ویا همگرایی «نخبه گرا» است یا نه؟ با ید به میزان گرایشی که آن حزب و یا ائتلاف زنانه به «در خود بودن»، یا «همراهی با دیگران برای یافتن راههای برون رفت از محرومیتها » دارد توجه کنیم آنگاه به درستی در می یابیم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اتفاقا گروه هایی از زنان که دل مشغولی اصلی شان بیشتر تاکید بر«هویت خود» ا ست بسیار بیشتر از زنانی که دغدغه هایی برای حل مسایل عموم زنان دارند،کنش های منزوی از منافع عامه زنان جامعه از خود بروز می دهند و گرایش های نخبه گرایانه دارند .زیرا هویت و خود شکوفایی در مراحل بالای هرم نیاز های انسانی قرار دارد . در حالیکه بخش اعظم زنان و محرومین ایرانی هنوز در گیر تامین نیاز های ابتدایی زندگی و زیست انسانی شان هستند! برعکس این معادله هم درست در می آید یعنی «نخبه هایی» که منافع و دغدغه های زنان را می بینند و به جای تاکید بر «هویت خودشان» باز هم سعی می کنند گوش و چشم و زبان کسانی باشند که این ابزار حیات انسانی شان را در ازای ذره ایی امنیت پیشاپیش به صاحبان قدرت تفویض کرده اند،. اینها تمایل کمتری به گرایش های نخبه گرایانه دارند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;نکته دیگر انکه ،می توانیم از این زاویه هم به مئله نخبه گرایی در جامعه ایران و جنبش زنان نگاه کنیم که: وقتی افرادی با ابراز توانایی و کسب اعتماد و محبوبیت به رهبری یک گروه برگزیده میشود و یا دز سطح وسیعتر به جایگاه رهبری جنبشی اجتمایی دست پیدا می کند .در عین اینکه از یکسانی با توده های بی شکل و یا شکل گرفته گروه متمایز شده و به اصطلاح تبدیل به فردی نخبه میشود . در عین حال به عنوان نماینده به دیدگاه های بخشی از جامعه ،یعنی کسانی که اورا برگزیده اند مشروعیت و اعتبار اجتماعی می بخشد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;باز هم ناچارم تاکید کنم که همگی ما در کشوری زندگی می کنیم که جمع شدن کنشگران و نخبگان عدالت طلب زیر یک سقف (به خاطر همان عادتهایی که خدمتتان عرض کردم) همیشه مشکل بوده است اما وقتی روشنفکران آرمان خواه (به قول شما «نخبگان») ایرانی بپذیرند زیر یک سقف و در چهارچوب همگرایی ها و ائتلافهای دموکراتیک جمع شوند و دور یک میز بر سر «مطالبه» (و نه آرمانهای استعلایی) بحث و گفتگو و همکاری کنند ، روابط فیمابین آنها به طور حتم، رابطه ای افقی و برابر است و تصمیمات و راهکار های ارائه شده از این جمع، برآیند نظرات آزادانه جمعی و بر آمده از خرد جمعی شرکت کنندگان در همگرایی است .از این رو جنبش زنان ایران با نیت استفاده صحیح و به جا از فعالان و نظریه پردازان مسا ئل زنان در جهت حل مشکلات اجتماعی و عرضه محصولات این همگرایی ها به جامعه توانسته، راهکارهای موثری برای تحقق کم هزینه تر مطالبات زنان پیدا کند .وانتخاب این مشی به معنای فراموشی کنشگران و اصالت دادن به نخبگان در حیات اجتماعی کشورمان نیست. .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;ممنونم مینو جان که به دلبستگی ها و گرایشات عاطفی من احترام می گذارید ولی من فکر می کنم روش کار من و امثال من فراتر از گرایشات عاطفی است . این یک استراتژی است که برابری را از چه زاویه ای و با چه نگاهی ببینی و بخواهی به آن برسی . با نگاه به بالا یا دربین توده های زنان کار کردن ودربین آنان زندگی کردن و ارتقا فرهنگ برابری خواهی ، عدالتخواهی و آزادیخواهی . من البته فکر می کنم هر دوی این روش ها لازم ولی کافی نیست و این دو روش مکمل هم می توانند ما را به خواسته های مان نزدیک کنند . علت اینکه من مقدمه ای طولانی برای سوال هایم می آورم هم همین است که بگویم در همین شرایط سخت هم همانطور که می توان صدو خرده ای زن در سالنی بدون مزاحمت بنشینند می شود و باید کار در بین زنان جامعه را گسترش داد و این گفتگو ها برای استفاده از دانش و تجربه هر دو طرف است . حالا به نظر شما و با توچه به شرایط فعلی جامعه ایران ، قدرتمند شدن حرکت هایی نظیر کمپین یک میلیون امضاء و یا حرکت های مدنی دیگر در گرو تامین چه فاکتورهایی است ؟ ( چالش پیش روی چنبش های مدنی ایران برای بقاء چیست ؟ )&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مهمترین چالش پیش روی جنبش ها و فعالان مدنی ایران، چالش با دیو تفرقه و تنهایی است . مهمترین عاملی که ضریب بقای جنبش و فعالان مدنی را افزایش می دهد ،" وحدت " است .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;قدرت واقعی همیشه در گرو اتحاد نیروها و بهره مندی از انرژی آنها در جهت رشد و بالندگی بوده است . از جمله موانع پیش روی جنبش های مدنی که سبب اتلاف انرژی و مانع رشد جنبش ها می شود ، نا دیده انگاری و حذف عمدی و خوار و خفیف شمردن دیگر گروهها و نیروها و نهایتا توده های مردم است . که ضربات اساسی و نابود کننده ای به منافع و وحدت ملی همه ما می زند . زیرا امکان بالندگی و رشد خرد ذاتی جمعی را از فعالان و مردم محروم باز می ستاند . فردگرایی – قهرمان نمایی – خود برتر بینی – سیاه نمایی بیش از آنچه تیره می نماید ، رادیکالیزم کور و خشونت گرایی و انتقام جویی ، بدبینی و بی اعتمادی و ........ باعث از کف رفتن منابع مادی و معنوی فعالان و جنبش های مدنی در ایران خواهد شد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در مورد حرکت ها و پروژه هایی نظیر کمپین جمع آوری یک میلیون امضا و یا سایر حرکت های درون جنبشی، که «مدت زمان معینی» برای فعالیت هایشان تعیین کرده اند . (مثلاً کمپین یک میلیون طبق طرحی که ابتدا منتشر کرد مهلت دو ساله ای برای جمع آوری یک میلیون امضاء جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان برای خود قرار داده بود) . نقد و بررسی منصفانه و فارغ از سو مداری و غیر جانبدارانه ، واقعا لازم است تا برای مردم و فعالان جنبش زنان و سایر خرده جنبش های اجتماعی موجود و مطرح در ایران، به طور شفاف توضیح دهد که واقعا چرا علیرغم افزودن دو سال دیگر به مهلت دوساله اولیه، و پس از گذشت 4 سال ، کمپین یک میلیون امضاء نتوانست به هدف تعیین شده خود دست بیابد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بررسی و نقد همه جانبه ــ و البته شجاعانه ــ کمپین یک میلیون امضا که حرکت کاملاً بدیع و نویی در جامعه ایران بود که توسط جنبش زنان بدعت گذاری شده بود می تواند به هر چه بیشتر روشن شدن نقش عوامل تأثیر گذار و پیش برنده حرکت هایی از این قبیل کمک کند . هم چنانکه روی دیگر این سکه ، معرفی موانع و عوامل بازدارنده کمپین در راه تحقق اهداف اش می تواند باشد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;کاملن با شما موافق هستم و پیشنهاد می کنم مجموعه مقالات و نقد و بررسی های همه جانبه اعضا کمپین به نام "دوباره از همان خیابان ها " که به مناسبت سالگرد 22 خرداد همین دو ماه پیش منتشر شد را مطالعه کنید و ببینید که این جوانها چه شجاعانه این حرکت به قول شما بدیع و نو را نقد کرده اند . این مجموعه را می توانید در سایت تغییر برای برابریببینید البته در آرشیو آن . تک تک این مقالات مدتها روی سایت بود و راهنمای خوبی برای من و شما .&lt;/p&gt; &lt;p&gt; برای اطلاع شما کمپین طبق تعریفی که از ابتدا از خود کرده بود به فاز دوم وارد شده است و روی قوانین تبعیض آمیز تخصصی ترکار می کند و به ابتکار اعضا ، کار گروههای مختلفی تشکیل شده و اعضای کار گروهها به صورت تخصصی روی قوانین تبعیض آمیز کار می کنند .الان برای کمپین بحث جمع آوری امضاءخیلی مهم نیست بحث فرهنگ سازی است.نظر شما در این باره چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ببینید وقتی می گوییم کمپین یا کار زار ، منظورمان یک حرکت مقطعی برای به سامان رساندن یک مطالبه یا یک پروژه است .کمپین یک حزب سیاسی و یا سازمان ملی و یا نهاد مدنی مثل ان، جی،او، نیست .اقتدار و اعتبار اجتماعی کمپین ها بستگی تام و تمامی به مدت زمان تعین شده شان دارند . در واقع طراحان یک کمپین برای اثبات ادعا و اعتبارشان و به رخ کشیدن جمعیت هوادارشان در خصوص موضوع خاص به چالش با قدرت های داخلی و بین المللی می پردازند.اگر ظرف مدتی که ادعا کرده اند نتوانند به چیزی که خواسته اند برسند . بیانگر این استکه در محاسباتشان اشتباه کرده اند .ولو اینکه در محاسباتشان عامل سرکوب را کم رنگ تر از انکه می توانست باشد لحاظ کرده باشند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;حالا که طراحان کمپین یک ملیون امضاء تعریف جدیدی از کمپین ارائه داده اند . که عامل زمان در ان چندان جدی نیست . بهتر بود قبل از تعریف فاز جدید ، یک نظر سنجی از عملکرد کمپین ظرف چهار سال گذشته در سطح جامعه به عمل می اوردند . و بعدتوضیح می دادند چرا جمع اوری امضاء از اهمیت افتاد و کار فرهنگی جایگزین ان گردید؟ در هر حال من فکر میکنم کمپین تجربه بسیار خوبی برای جنبش زنان ایران بود .تجربه کمپین یک میلیون امضاءبه فعالان جنبش زنان ثابت کرد ،تعمیم دادن آرزوها و آرمانهای تئوری پردازان و طراحان یک طرح به کل جامعه ،مثل پرواز با بالن بس رویایی و شیرین است. اما توجه به واقعیت چیز دیگری است&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>فریبرز رئیس دانا: آنان که می گویند سوسیالیست ها کور جنس هستند، کور بشرند</title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6479</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6479</guid>
		<dc:date>2010-09-04T19:35:24Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		


		<dc:subject>ستون وسط</dc:subject>

		<description>&lt;p&gt;این طبیعی است که هر جریان اجتماعی که پا می گیرد، باید مطالبات بیکاران و زنان خانواده های بیکار و زنان کارگر و .... را در شعارهای خود قرار دهد. گمان من این بود که این نقطه شروع است و قرار است ما به دستاوردهای بزرگ تر و ریشه ای تر و عمیق تری برسیم. نه آن که از قدرت پناه بجوییم. امید من این بود که در طول راه ما به سمتی برویم که تنها رضایت زنان مرفه و روشنفکر وابسته به تفکر نئولیبرالی جبران نشود. بلکه مسائل را در سطح مردم بیاورد، که نشد. من نمی دانم که چه تعصبی به نام کمپین یک میلیون امضا وجود دارد. کمپین امروز و در این مقطع تاریخی باید نامی بر خود بگذارد، که هیچ رسانه ای متعلق به سرمایه داری جهانی نتواند و نخواهد که از آن اسم بهره ای ببرد. کمپین باید مسیر جدیدی را آغاز کند با حرف هایی تازه و با سازماندهی دیگری...&lt;/p&gt;

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique3" rel="directory"&gt;مقالات&lt;/a&gt;

/ 
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?mot12" rel="tag"&gt;ستون وسط&lt;/a&gt;

		</description>


 <content:encoded>&lt;img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L120xH150/arton6479-60a7e.jpg" width='120' height='150' style='height:150px;width:120px;' /&gt;
		&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;تغییر برای برابری/ &lt;a href='http://www.change4equality.org/spip.php?article6457' class='spip_out' rel='external'&gt;مجموعه ی کمپین از نگاهی دیگر&lt;/a&gt; : دکتر فریبرز رئیس دانا، اقتصاددان و پژوهشگر مسائل اجتماعی،عضو کانون نویسندگان ایران و از همراهان فعالین کارگری و زنان است. وی از اولین امضا کنندگان و حامیان کمپین یک میلیون امضا هم هست، بعد از گذشت چهارسال از آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا دوباره از او درباره کمپین و مسائل اجتماعی مرتبط با آن پرسیده ایم. این گفتگو را در ادامه می خوانید.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;چهار سال از شروع کار کمپین یک میلیون امضا می گذرد. شما به عنوان اولین حامیان و امضا کنندگان کمپین پس از این سال ها، این حرکت را چگونه ارزیابی می کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; کمپین در شروع به جا و لازم متولد شد. شماری از زنان که برای دست یابی به حقوق زن و رفع تبعیض، از یک نقطه شروع کردند و اتفاقا از جایی شروع کردند، که خیلی ها به عنوان نقطه آغاز با آن موافق بودند. بعضی هم فکر می کردند اول و آخر کار همین است. برخی دیگر معتقد بودند، کمپین مسیر درستی است برای ارتقا یافتن و رسیدن به ریشه های مسائل مربوط به زنان. عده ای هم می گفتند باید از فرصت های به دست آمده بهره جست. این وارد کارزار شدن در ذات و سرشت خود به جا بود و من، خود نیز یکی از امضا کنندگان اول بیانیه مربوط به کمپین بودم. گمان می کردم موجی شروع شده و از ما هم درخواست یاری شده و من هم باید مشارکت کنم. بودند کسانی که از همان ابتدا شروع به ذهن خوانی و ردیابی کردن فکرها و آیه نازل کردن از کتاب کاپیتال و از آن که بالاتر از مارکس و انگلس می دانستند، از منصور حکمت می گفتند و معتقد بودند نباید کاری کرد چون همکاری با این کمپین آینده خطرناکی دارد. و کسانی دیگر را به یاد می آورم چون ناصر زرافشان، شیرین عبادی و نرگس محمدی را که از کمپین دفاع می کردند. و نیز کسانی را به خاطر دارم که در تجمع شروع کار کمپین در شهرک غرب از حضور ما در آن جمع ابراز ناراحتی می کردند، مثل خانم نوشین احمدی خراسانی که معتقد بود حضور ما فضا را سنگین و سیاسی می کند. تعدادی هم آمدند و بیانیه آوردند که تا جهان خالی از طبقه ستم کش نشود و طبقه کارگر به پیروزی یک دست و گلستان جهانی نرسد، این جور کارها بی فایده و دغلی است. با تمام این ها کمپین نقطه شروع خوبی داشت به خصوص که مردان هم در آن حضور فعال داشتند. حرکت های کمپین به خصوص جمع آوری امضا با روش چهره به چهره، در آن مقطع خیلی قابل قبول بود. ماشین جمع آوری امضا تا جایی که من می دانم تا 100 هزار تا روان و راحت حرکت کرد اما بعد از شروع فشار ها از جانب دولت، سرعت حرکت را گرفت. اما تنها این فشارها نبود. طور دیگری نیز این ماشین فرسوده شد و آن هم اشکال در رهبری کمپین بود. کسانی که به تدریج از فکر اولیه کمپین به در آمدند. یک جور محافظه کاری و سلیقه و منش فردی شکل گرفت. دلیل دیگر این بود که به بهانه آن که ما کمپین حقوق زنان هستیم، شروع کردند به طرد چهره ها و شخصیت های آزادی خواه و و رادیکال. این همان و از بین رفتن سرمایه ها و نیروهایی که قدرت سازماندهی و ماندن در گل و لای و برف و یخ را داشتند، همان.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;چگونه کسانی که شما آنان را رهبران کمپین می دانید، این نیروها را طرد کردند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; تعدادی از افراد محافظه کار که مسأله شان خط و ربط های حقوقی جریان بود. مثل حق طلاق یا ارث و دیه برابر. این خواست ها برایشان اساس بود و نه تاکتیک. از نمونه های آن می توانم به رفتن پیش آقای صانعی، پیغام دادن به دفتر آقای منتظری و یا دیدار از خانواده آقای هاشمی رفسنجانی را نام ببرم. حرکتی که راه پیدا کرد به کسی که خود از پایه گذاران اصلی ترین نظام ها سرکوب و فشار و خفقان است. این محافظه کاری دیگر یک روش ساده نیست. این تا مغز استخوان آن جریان نفوذ دارد. البته هزینه ای هم که این افراد به طور مشخص پرداخت کردند، هزینه ترس بود. اتفاقا اگر این افراد آن قدر هم محافظه کار نبودند، آن هزینه را پرداخت نمی کردند. همه این ها باعث شد که کسانی که از منصور حکمت حرف می زدند، ما را تمسخر کنند که دیدید عاقبت کارتان به کجا رسید. البته ناگفته نماند که اگر به دست آن ها بود همین کمپین هم راه نمی افتاد. چرا که کمپین بود که افراد را عادت داد به ساختن شبکه. و دستاوردهای مثبت آن تا به امروز ادامه دارد. کمپین بسیاری را رشد داد که پیرامون خواست های خود به کنکاش اجتماعی بپردازند. ولی در جمع جبری آن در دو سال اخیر کمپین فروکش کرد. رفتن دوست خوبم سیمین بهبهانی و خانم های دیگر به جلوی مجلس که رفتاری توهین آمیز در مقابلش شد، فرزند همین عملکردها بود که خانم آلیا هرچه ناسزا بلد بود، نثار این عزیزان کرد. و زنان این جنبش دست به دامن این جنس افراد شده بودند. دست به دامن افرادی که معتقد بودند اصلا ارث دو برابر مرد، حرف قرآن است و خودشان می خواستند که بروند برای شوهرانشان زن دوم بگیرند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;شما از رهبران کمپین گفتید. همان طور که شما، خود نیز از اولین امضا کنندگان بیانیه کمپین بودید، به خوبی می دانید؛ که ما در کمپین افرادی با نام رهبر نداشتیم و نداریم. توافق ما از ابتدا مبتنی بر کارگروهی و گردش مسئولیت بین افراد امضا کننده و فعالان این حرکت بوده و همواره سعی شده بر اساس اسناد اولیه کمپین، در طول این سال ها عمل شود. آیا شما تفکیکی بین فعالیت های فردی اعضای کمپین که می توانستند فعال در حوزه های دیگر هم باشند، با نمایندگان کمپین که نظر تمام اعضا را داشتند؛ قائل هستید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; عقل سلیم حکم می کند که وقتی شما این سئوال را می کنید، من این تفکیک را قائل شوم. چراکه پس ذهن شما که می شناسمتان، این تمیز وجود دارد. اما در صحنه سیاست و اجتماع تنها نیت ها نیستند، که حکم می کنند، بلکه کنش ها عمل می کنند. ما اهل پراکسیس هستیم. من ندیدم بیانیه ای از جانب کمپین بیاید و محکوم کند، رفتن تظلم به ظالم را جلوی مجلس؛ که بنیان گذار قانون قصاص است. از همان جاست که سکینه محمدی می آید. آیا ما باید آزادی را از کسانی بجوییم که به خاطر همین آزادی در بندمان کردند؟ به هر حال یک جریانی اگر شکل اجتماعی و خواست اجتماعی گرفته، تبلور آن را باید در جامعه ببینیم. مثل خواست گسترده زنان. من در فقیرترین محله های این شهر کار می کنم و نمی بینم که این جنبش چنان نفوذی در آن سطح جامعه کرده باشد. لایه های بالایی هم که وابسته به حاکمیت هستند و یا اصلا دنبال این خواست ها نیستند. مگر آنان که بعد از انتخابات 88 جدا شدند. مثل زهرا رهنورد. می مانند عده دیگری که مطالبات زنان را در سطحی دیگر جست و جو می کنند که بی شک یک مدیریت و رهبری بر ان حاکم است. مثل تیم استقلال که می تواند بگوید من رهبر ندارم . در تیم افرادی می آیند و می روند و ما همه رهبر هستیم. ولی آیا واقعا این گونه است؟ تأثیرگذاری در جامعه بدون تشکل و مدیریت امکان ندارد. لازم نیست تفکر ما از رهبری همان رهبری حزب دموکرات یا چریکی و... باشد. ما باید جور دیگری به رهبری نگاه کنیم. به هر هال تفکری درکمپین حاکم است. این طور نیست که در کمپین هر کس کار خودش را بکند و بعد دیگران بگویند، آن که بد بود ما نبودیم و ما در بخش خوبش کار کردیم. نتیجه رسانه ای و انعکاس اجتماعی آن بخش بد آن بود. چرا که آن خوب ها بیانیه ندادند و نگفتند که ما چگونه ایم. تراز کمپین در این دو سال به نظر بنده، منفی بوده است. نه تنها در کمپین بلکه در کل جنبش زنان این رویکرد، جدی است. بسیاری از فعالان که گفتند ما سیاسی نیستیم، امروز با زهرا رهنورد سالگرد می گیرند. سیاست آن زمانی خوب است که از بخش های قدرت باشد؟ و بد است آن زمان که با فقرا و طبقه کارگر باشد؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;چرا باید هر چه بورژوازی در میز ما گذاشت بپذیریم؟ بورژوازی با بحران اخلاقی و جنسی روبه رو شده و گذاشته روی میز ما و گفته تو حلش کن. حل مسائل زنان بدون پرداختن به ریشه ها در دیگاه فمینیستی امروز رسیدن به جایگاه کاندلیزارایس است. در حالیکه در دیگاه سوسیالیستی، جنایت است. دفاع از زن، اگر تاچر باشد، مگر خوشایند است؟ ولی آن کارگری که 6 بچه گرسنه دارد و کولر ندارد و با زنش نمی تواند ارتباطی داشته باشد خائن است و مردسالار؟ سرمایه داری نمی گذارد ما به ریشه های اصلی خواست های زنان برسیم. اما باز هم تکرار می کنم اصل حرکت اجتماعی کمپین خوب بوده و الان زمانی است که بتوانیم دامنه ولنگار این جریان را جمع کنیم. دنیای امروز رهبری تک یاخته ای برنمی تابد. ولی نظام رهبری وجود دارد. جامعه ای که می گوید دولت ندارم اتفاقا دولت بسیار گردن کلفت و سرکوب گری از درونش بیرون می آید.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;برخی از فعالان کارگری معتقدند مطالبات کمپین یک میلیون امضا حداقلی است و خواست های زنان کارگر را شامل نمی شود. نظر شما چیست و مطالبات زنان کارگر چه افتراق و اشتراکی با دیگر زنان جامعه دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; این دیگر لوس بازی های فعالان کارگری است. 35 سال است که حزب کمونیست کارگری در آن طرف مرزها نشسته و حالا درباره حلورده موضع گرفته است و گفته پسرش حلورده دوست ندارد و نمی تواند فارسی حرف بزند و میهن هم چیز بدی است و باید جهان وطن بود. من نمی دانم چرا نمی رود برای نیجریه مبارزه کند. این آدم، خود را نماینده طبقه کارگر می داند. دور و بر ما این افراد زیاد هستند. یا این که عده ای می گفتند که وقتی شما از فلسطین در مقابل اسرائیل دفاع می کنید، از یک سرمایه داری در مقابل سرمایه داری دیگر دفاع می کنید. این چه حرفی است، که از خرده پا در برابر زور و قدرت دفاع نکنیم. وقتی به زنان توهین می شود، اعدام می شوند، سنگسار می شوند، آزادی انتخاب همسر ندارند، تنها 5% از پست های مدیریتی را دارند؛ پدیده انسانی است که به خطر افتاده است. اما من به عنوان یک سوسیالیست و فعال کارگری زاویه دید خود را مطرح می کنم و با دید خود در کمپین می آیم. اشکال آن جاست که با زاویه دید من، کسانی که آنان را رهبران کمپین می دانم؛ مخالفت کرده اند و ما را کنار گذاشته و در مقابل کار انجام شده قرار داده اند. این طبیعی است که هر جریان اجتماعی که پا می گیرد، باید مطالبات بیکاران و زنان خانواده های بیکار و زنان کارگر و .... را در شعارهای خود قرار دهد. گمان من این بود که این نقطه شروع است و قرار است ما به دستاوردهای بزرگ تر و ریشه ای تر و عمیق تری برسیم. نه آن که از قدرت پناه بجوییم. امید من این بود که در طول راه ما به سمتی برویم که تنها رضایت زنان مرفه و روشنفکر وابسته به تفکر نئولیبرالی جبران نشود. بلکه مسائل را در سطح مردم بیاورد، که نشد. من نمی دانم که چه تعصبی به نام کمپین یک میلیون امضا وجود دارد. کمپین امروز و در این مقطع تاریخی باید نامی بر خود بگذارد، که هیچ رسانه ای متعلق به سرمایه داری جهانی نتواند و نخواهد که از آن اسم بهره ای ببرد. کمپین باید مسیر جدیدی را آغاز کند با حرف هایی تازه و با سازماندهی دیگری.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;بسیار شنیده ام که گفته می شود در فعالان کارگری و فعالان چپ رویکرد جنسیتی بسیار کم رنگ است. گاهی نیز فراتر از آن، عده ای می گویند متفکران چپ و فعالان کارگری کورجنس هستند و معتقدند آن هنگام که ما جامعه ای سوسیالیتی داشته باشیم ، برابری و عدالت برای همه است و نیازی به پرداختن مجزا به مسائل زنان وجود ندارد. رویکرد شما چگونه است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; اولا که جامعه سوسیالیستی فردا شکل نمی گیرد و تازه زمانی هم که جامعه سوسیالیستی محرز شد، تازه اول گرفتاری و شروع کار است. باید تازه در خصوص حقوق زنان فعالیت های ویژه کنیم. در خصوص فرهنگ ها، دین ها و باورهای مردم باید کار ویژه کرد. ساختن جامعه سوسیالیستی، مسیری طولانی دارد و تنها جا به جایی دولت نیست. اما این که بعضی معتقدند سوسیالیست ها کور جنس هستند جوابش این ست که شما کور کارید. کار کارگر را نمی بینید. کدام یک روز از زنان کارگر، کدام یک روز از عالیه اقدام دوست به خاطر کارگر بودنش دفاع شده.&lt;/p&gt; &lt;p&gt; آن هایی که این اتهام را به چپ ها می زنند، کور انسان و کوربشرند. آن ها می خواهند بازار گرمی کنند و بعد از ایران بروند و به آمریکا پناه ببرند. مگر نه این است که خواست های زنان از بلشوییسم و انقلاب اکتبر بیرون آمد؟ من انکار نمی کنم که در دل جامعه سرمایه داری روز جهانی کارگر شکل گرفت ولی روز جهانی زن هم از دل همین جامعه متولد شد. ولی از قبل کارگران و زنان زحمت کش و نه زنان اتاق نشین. از روزالوکزامبورگ به ارمغان آمد. حزب توده با تمام ایرادها، پایه گذار جنبش کارگری زنان بود. زنان توده ای در میتینگ حزب، پستان های خود را بیرون آورده و به نوزادان خود شیر می دادند. این ها همه در تفکر چپ است که زنان می توانستند حق خود را در مبارزات سیاسی و در کنار رفقای دیگر خود مطالبه کنند. در عین این که زن بودند و مادر بودند. مرضیه اسکویی رویکرد جنسیتی نداشت؟ یا اشرف دهقان کور جنس بود؟ یا تمام زنانی که در جنبش های چریکی و در سازمان مجاهدین خلق در روزهای نخست کار خود، یا زنانی که در راه آرمان خود جان دادند؛ همه این ها جامعه سوسیالیستی می خواستند و کور جنس هم نبودند. سوسیالیست ها پیام آور آزادی و برابری زنان هستند. اما من دفاع از هم جنس گرایی و آش رشته افطاری را برنمی تابم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;شما به عنوان اقتصاد دان، عضو کانون نویسندگان ایران ، فعال کارگری و از حامیان و امضا کنندگان اولیه بیانیه کمپین یک میلیون امضا، فکر می کنید حمایت و تعامل و ارتباط جنبش های اجتماعی با یکدیگر چه اندازه می تواند موثر باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; به عنوان سوسیالیست من از زنان بم، از محیط زیست، از حقوق زنان در کمپین و از سیاست گریزترین افراد - بهایی ها- دفاع کردم. در حالی که برخی از همین فعالان جنبش زنان را می بینم، که امضایشان پای یکی از بیانیه های دفاع از حقوق انسان ها، دفاع از محیط زیست و .... نیست. به این بهانه که ما سیاسی نیستیم. آن وقت پای منبر قدرت نشستند و پناه می جویندُ. آیا فعالان جنبش زنان حاضرند، امضاهایی که سوسیالیست ها پای بیانیه کمپین کردند را برای سوسیالیست ها کنند. حاضر بودند برای صفرخان قهرمانی گل بیاورند بر مزارش؟ یا عمویی که بیمار شد، آیا کسی از کمپین ابراز تأسف کرد؟ ما ممکن است فراموشی بگیریم، اما تاریخ فراموشی نمی گیرد. بهاره هدایت، شیوا نظرآهاری، عالیه اقدام دوست برای آزادی به بند کشیده شدند. ما در دفاع از آزادی این زنان کوتاه نمی آییم. اما ما درباره آزادی با هم بحث و گفت و گو داریم و تا قیام قیامت هم از هر کسی دفاع نمی کنیم. من ارتباط جنبش ها با یکدیگر را مثبت می بینم تا آن جایی که در راستای خواست های مترقی و شناخته شده که بحث مبهمی هم نیست، باشد. برایم قابل قبول است تا آن جا که برای برابری حقوق زنان کار می کند. ولی افراطی گرایی خیال پروارانه و دروغین که هل دادن به سمت قدرت و دستگاه های امنیتی را حاصل می کند، نمی پذیرم. چراکه به سکتاریسم و نفاق افکنی می انجامد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات 1388، چه پیامد و تأثیراتی بر جنبش های اجتماعی داشت؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; باید معکوس سئوال را مطرح کنیم. حضور و وجود شبکه های موجود در اجتماع، گروه ها و سازمان های آشنا و ناآشنا، تشکل های صنفی، پرستاران و معلم ها، و مردمی که به نظر بنده عمدتا از طبقات مرفه و نیمه مرفه و متوسط شهری بودند، همه نیروهایی بودند که به خیابان آمدند. اما در عین حال خروش ناگهانی این تظاهرات خیابانی و جمع نشدن آن و حضور گسترده نیروهای امنیتی و سرکوب و مهار، یأس و نامیدی فزاینده ای را به بار آورد. شوکه شدن نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، سرکوب را زیاد کرد و موج مهاجرت فعالان و توده مردم آغاز شد. در ایران، هر جریانی که پایگاه اجتماعی آن در طبقات مرفه و نیمه مرفه است، ضمن همه حقانیت آن وقتی نتواند جمع شود و ادامه پیدا نکند و رهبران آن شانه بالا بیندازند، به بهانه های نداشتن سازماندهی و رهبری و ... باعث لطمه ها و دل سردی های بسیار می شود. نتیجه آن تظاهرات، تنها خاطره ای ذهنی بود. اما کسی دیگر به خاطره ذهنی 15 خرداد و 30 تیر وارد عمل نمی شود. خاطره ذهنی جنبش های کارگری 1324 و 1325 به این جهت که سازماندهی داشت، تبدیل به نیرو شد. اما جریانی که خود را بدون رهبری می داند، هیچ گاه به عنوان نیروی اجتماعی و سیاسی شناخته نمی شود.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>بازهم درباره کمپین یک میلیون امضاء </title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6478</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6478</guid>
		<dc:date>2010-09-04T19:34:25Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		


		<dc:subject>ستون وسط</dc:subject>

		<description>&lt;p&gt;بی تردید، خواست تغییر قوانین تبعیض آمیز و برابری حقوقی مطالبه مشترک اکثریت قریب به اتفاق زنان در جامعه امروز ایران است. اما اگرچه زنان از لحاظ جنسیت خود و ستمی که از تبعیضات جنسی متحمل می شوند با هم نزدیکی دارند، اما تفاوت جایگاه اجتماعی شان آنان را وا می دارد که از جایگاه اجتماعی خاص خود به این تبعیضات بنگرند، آن را ریشه یابی کنند و راه های مقابله با آن را جستجو و با آن مبارزه کنند...&lt;/p&gt;

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique3" rel="directory"&gt;مقالات&lt;/a&gt;

/ 
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?mot12" rel="tag"&gt;ستون وسط&lt;/a&gt;

		</description>


 <content:encoded>&lt;img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L114xH150/arton6478-70fb7.jpg" width='114' height='150' style='height:150px;width:114px;' /&gt;
		&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;تغییر برای برابری / &lt;a href='http://www.change4equality.org/spip.php?article6457' class='spip_out' rel='external'&gt;مجموعه ی کمپین از نگاهی دیگر&lt;/a&gt; : منیژه گازرانی، فعال کارگری است، که چندی پیش در مقاله ای انتقادهایی را به کمپین وارد دانسته بود.این بار با سوالاتی مشخص تر به سراغ او رفتیم، اما او ترجیح داد در پاسخ به سوالات ما مجددا مقاله ای را تنظیم کند که در پی می آید.سوالاتی که از ایشان داشتیم به شرح زیر است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;1-	به نظر شما نقطه¬ی افتراق نیازها و مطالبات یک زن کارگر با دیگر زنان به لحاظ تجربه¬ی زیسته چه حوزه¬هایی را شامل می¬شود؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;2-	اگر بنا بود شما برای زنان حرکتی مطالبه محور، مسالمت آمیز و همه گیر را پایه ریزی کنید، به لحاظ استراتژی، مطالبات و مسیر حرکت ، چه چیزی را پیشنهاد می دادید؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;3-	اگر با حرکت مطالبه محور موافق نیستید، برای کسانی که قصد دارند، به شکل مشخص فرودستی زنان را در جامعه به چالش بکشند چه پیشنهادی داشتید؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;4-	به نظر شما وجه اشتراک حرکت¬های کارگری موجود (یعنی حرکت¬هایی که به نظر مصاحبه شونده در شرایط فعلی موجود، زنده و قابل حمایت است)با حرکتی نظیر کمپین یک میلیون امضا چیست؟ به نظر شما آیا این حرکت¬ها تعارضی هم با هم دارند؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;5- از نظر شما حداقلی بودن مطالبات کمپین یک میلیون امضا جزء نقاط قوت آن است یا ضعف آن؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;6-	آیا شما، به عنوان یک کنشگر، قائل به اولویت بندی حل مسائل اجتماعی هستید؟ (مثلا حل مسائل اقتصادی اجتماعی قبل از مسئله¬ی زنان)&lt;/p&gt; &lt;p&gt;7-	بزرگترین انتقادی که به کمپین یک میلیون امضا وارد می دانید چیست؟ ( در رابطه با جنبش های کارگری)&lt;/p&gt; &lt;p&gt;8-	بزرگترین ضربه و بزرگترین بهره¬ی جنبش¬های اجتماعی از اتفاقات خرداد 88 به این سو را در چه چیزی می¬دانید؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;9-	به نظر شما و با توجه به شرایط فعلی جامعه¬ی ایران، قدرتمند¬تر شدن حرکت¬هایی نظیر کمپین یک میلیون امضا و یا حرکت¬های مدنی دیگر در گرو چه فاکتورهایی است؟ (چالش پیش روی جنبش های مدنی ایران برای بقا چیست؟)&lt;/p&gt; &lt;p&gt;10-	به نظر شما ترم "حمایت جنبش¬های اجتماعی از یکدیگر" چطور و با توجه به چه فاکتورهایی عملی می¬شود؟&lt;/p&gt; &lt;hr class="spip" /&gt;
&lt;p&gt;بی تردید، خواست تغییر قوانین تبعیض آمیز و برابری حقوقی مطالبه مشترک اکثریت قریب به اتفاق زنان در جامعه امروز ایران است. اما اگرچه زنان از لحاظ جنسیت خود و ستمی که از تبعیضات جنسی متحمل می شوند با هم نزدیکی دارند، اما تفاوت جایگاه اجتماعی شان آنان را وا می دارد که از جایگاه اجتماعی خاص خود به این تبعیضات بنگرند، آن را ریشه یابی کنند و راه های مقابله با آن را جستجو و با آن مبارزه کنند. همین امر موجب تفاوت نگرش ها و رویکرد ها به این تبعیضات و طرح مطالبات از مواضع متفاوت و با رویکرد ها و افق های متفاوت است. باید توجه کرد که خواست اصلاح و تغییر قوانین، مطالبه یک رفرم است و هیچ انسان عاقلی با رفرم مخالف نیست. طبقه کارگر نیز وقتی برای کم شدن ساعات کار یا افزایش حقوق مبارزه می کند خواهان رفرم است. اما تفاوت مبارزه اصلاح طلبان(رفرمیست ها) برای رفرم با مبارزه کارگران برای رفرم و انجام اصلاحات تفاوتی اساسی و زیر بنایی است. اصلاح طلبان رفرم را برای تحکیم و تثبیت اوضاع اجتماعی موجود به شیوه خاص خود می خواهند. آنان با اس و اساس نظام اجتماعی- اقتصادی موجود مشکلی ندارند و نه تنها مشکلی ندارند بلکه برای حفظ آن می کوشند و اصلاحات را برای همین منظور می خواهند. آنان تنها خواهان اصلاحاتی در وضع موجود هستند که اتفاقا به نظر آنان راه بهتری برای حفظ شرایط موجود و شیوه مناسب تری برای اداره این اوضاع و جلوگیری از خطرات احتمالی است که این نظام را تهدید می کند. همه آنچه ما در تمام این سال ها از اصلاح طلبان درون و بیرون حکومت دیده ایم و شنیده ایم همواره چیزی جز این نبوده است که : ای حاکمان قدرتمدار تنگ نظر! ای نادان های غیرمتخصص! به ما دانایان و متخصصان فرصت اظهار نظر و فعالیت بدهید، به توصیه های ما گوش فرا دهید که ما صلاح نظام را می خواهیم. ما خواهان حفظ این نظام هستیم و شیوه ای که شما به آن عمل می کنید دیر یا زود این نظام مقدس را به باد فنا خواهد داد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به طور مشخص "کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" نیز با همین رویکرد این مطالبه را مطرح کرده و برای تحقق آن مبارزه کرده است. این کمپین و فعالان آن نمی گویند که اصولا چرا این قوانین تبعیض آمیزند، و چرا دولت و کل حکومت با تمام قوا از این قوانین دفاع می کنند. ریشه های اقتصادی و اجتماعی این تبعیضات کجاست و کدام اقشار و طبقات از فرودستی زنان نفع می برند. بیانیه کمپین و فعالان آن به هزار و یک زبان می گویند ریشه تمام ستم ها و مظلومیت های زنان قوانین تبعیض آمیز است و رفع تبعیض در قوانین به معنای برداشته شدن اصلی ترین و مهم ترین مانع در رفع ستم اجتماعی بر زنان است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt; از طرف دیگر، همان طور که حاکمان و تدوین کنندگان و تصویب کنندگان و مجریان این قوانین بر درستی و لازم الاجرا بودن این قوانین بر مبنای شرع مقدس اسلام - و نه بر مبنای حقوق شهروندی و مدنیت - تاکید می کنند، بیانیه کمپین و اظهارات فعالان آن نیز به احکام اسلامی، منتها به تفسیر دیگر مراجع و فقها، استناد می کنند، تو گویی تمام مشکل و مسئله در این است که حاکمان کنونی جمهوری اسلامی تفسیر سخت گیرانه تری از احکام شریعت دارند و اگر بتوان آنان را قانع کرد که همچون این یا آن فقیه تفسیری مداراجویانه تر و مسامحه آمیزتر و با مطابقت بیشتر با الزامات زندگی امروز از احکام شریعت داشته باشند، مسائل ختم به خیر خواهد شد!! اینجاست که زنان کارگر با این نوع رویکرد به مسئله تبعیض جنسیتی مشکل پیدا می کنند. به طور مشخص می توان به دو مشکل اساسی در رویکرد کمپین به مسئله رفع تبعیض جنسیتی اشاره کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اول این که کمپین به این سوال اساسی پاسخ درست نمی دهد که ریشه این قوانین تبعیض آمیز در کجاست و چرا حکومت این چنین با چنگ و دندان از آن دفاع می کند و با مخالفان آن، حتی اگر به مسالمت آمیزترین شیوه ها مخالفت خود را بیان کنند(مثل همین کمپین جمع آوری امضا)، با خشونت آمیزترین شیوه ها از جمله دستگیری و محاکمه و زندان و سلول انفرادی برخورد می کند؟ آیا فرهنگ مرد سالارانه حاکمان و تفسیر متحجرانه تر آنان از احکام شریعت ریشه تمام این تبعیض هاست؟ برای کسی که از زاویه ضدیت با رابطه اجتماعی موجود بین انسلن ها به مبارزه سیاسی کشانده می شود، مسئله به همین جا ختم نمی شود و موضوع از جای دیگری آب می خورد، یعنی از منافع اقتصادی و طبقاتی، واقعیتی که نه بیانیه کمپین و نه مدافعان و مروجان آن هیچ یک کلمه ای از آن به میان نیاورده اند. واقعیت این است که زنان نیمی از نیروی کار جامعه سرمایه داری امروز را تشکیل می دهند. این زنان، که بخش عمده نیروی کار به ویژه در بخش های آموزش، بهداشت، خدمات و کشاورزی را تشکیل می دهند، حتی در خانه نیز با انجام کار بی جیره و مواجب خانه داری، برای سرمایه داری سود تولید می کنند. زنی که در تمام قوانین جاری نه یک انسان کامل بلکه نصف انسان محسوب می شود، حتی اگر چند برابر یک مرد کار کند، به اندازه او مزد نخواهد گرفت؛ و این معنی دیگری ندارد جز این که بستر و زمینه اصلی ستم بر زنان، نیروی کار چند میلیونی به غایت ارزان یا، بهتر بگوییم، شبه رایگان آنان است، خواه زنان تحصیل کرده و دانشگاه رفته و خواه میلیون ها زنی که در کارخانه های بزرگ یا انبوه کارگاه های کوچک ، در مراکز خدماتی آموزشی و درمانی، مزارع کشاورزی و یا در خانه های خود با کمترین حقوق و مزایا کار می کنند و به شدید ترین شکل ممکن استثمار می شوند و بیشترین ارزش اضافی را برای سرمایه داران تولید می کنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ویژگی برجسته کشورهای سرمایه داری مثل ایران و چین و مانند آن ها نیروی کار ارزان و چه بسا شبه رایگان آن ها و نیز بی حقوقی مطلق کارگران است. قانون وظیفه دارد این نیروی کار را همچنان ارزان و بی حقوق نگه دارد و حکومت اعم از مجلس قانون گذار و دولت مجری قانون و قوه قضاییه حافظ قانون کارش دفاع از این نظام کارمزدی مبتنی بر کار ارزان یا، به عبارت بهتر، بردگی مزدی است، زیرا خود از ارزش اضافی حاصل از این نیروی کار ارتزاق می کند و بدین سان روز به روز فربه تر می شود و چنگال خود را بیش از پیش در تمام عرصه های اقتصادی از تولیدی و تجاری گرفته تا خدمات و بیمه و بانکداری فرو می کند. استبداد مطلقه اعم از سلطنتی یا دینی بهترین روبنا برای حفظ و دفاع از این زیربناست. کافی است کمی فضای اقتصادی و سیاسی باز شود، کافی است به تشکل های کارگری امکان فعالیت داده شود، کافی است قوانین به نفع کارگران، به نفع زنان، به نفع آزادی های اجتماعی و سیاسی اندکی اصلاح و تعدیل شود، آن گاه نه نیروی کار ارزان باقی خواهد ماند و نه شدت استثمار موجود و سود های میلیاردی که به جیب صاحبان سرمایه و دولت مداران حاکمان مدافع آن می ریزد دوام خواهد آورد. همین واقعیت است که حاکمان را وامی دارد که جواب کوچک ترین و مسالمت آمیزترین اعتراضات به تبعیضات قانونی را با زنجیر و قمه و باتوم و گلوله و محاکمه و زندان و سلول انفرادی وحتی اعدام بدهد.جامعه سرمایه داری ایران فقط با روبنای استبدادی، خواه از نوع سلطنتی و خواه از گونه مذهبی، قادر به بقا و دوام است و تجربه شکست سال ها فعالیت اصلاح طلبان برای اصلاح این روبنا و «دمکراتیک» کردن آن بر زمینه موجودیت رابطه سرمایه در اعماق اجتماع، به طبقه کارگر ایران نشان داده و ثابت کرده است که این امر یک توهم صرف است و مبارزه با بی حقوقی، مبارزه با استبداد و دیکتاتوری و مبارزه با قوانین تبعیض آمیز مستلزم مبارزه با نظام سرمایه داری با افق لغو کارمزدی است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt; تفاوت مبارزه ضدسرمایه داری کارگران برای تحقق مطالبات حداقلی نظیر برابری حقوقی زنان و مردان، با مبارزه رفرمیستی اصلاح طلبان از جمله پایه گذاران و فعالان کمپین یک میلیون امضا در همین رویکرد ضدسرمایه داری به رفرم است. از این روست که فعالان ضدسرمایه داری طبقه کارگر تحقق مطالباتی نظیر برابری حقوقی زنان و مردان، کاهش ساعات کار و مانند آن ها را مطالباتی پایه ای برای افزایش توان مادی و معنوی طبقه کارگر جهت در هم شکستن نظام بردگی مزدی می بینند. فعالان ضدسرمایه داری طبقه کارگر تحقق برابری حقوقی زن و مرد را نه با این باور غلط یا دروغ که برابری حقوقی برابری اجتماعی به بار خواهد آورد ، بلکه با این دید مطرح می کنند که برابری حقوقی فقط برابری صوری است ، اما تحقق آن توان مادی و فکری زنان را برای رسیدن به برابری اجتماعی، برابری واقعی در عرصه مناسبات اجتماعی، افزایش می دهد. همان طور که آزادی بیان ، آزادی تشکل، آزادی اجتماعات و مانند آن ها توان مادی و فکری طبقه کارگر برای متشکل شدن علیه نظام سرمایه داری ومبارزه با ریشه تمام ستم های اجتماعی از جمله ستم بر زنان را افزایش می دهد. آزادی سیاسی برای طبقه کارگر تنها وسیله ای برای رسیدن به آزادی اقتصادی- اجتماعی و رها شدن از زنجیر بردگی مزدی است و فعالان ضدسرمایه داری طبقه کارگر با این افق و این رویکرد است که این مطالبه را مطرح و برای تحقق آن فعالیت می کنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مشکل دوم رویکرد کمپین، بی توجهی به نقش مطالبه جدایی دین از حکومت در رفع تبعیض جنسیتی است. بر اساس این مطالبه، که من در آن به ویژه بر تبدیل دین به امر خصوصی افراد تکیه می کنم تا آن را از روایت اصلاح طلبانه اش متمایز کرده باشم، قوانین باید بر مبنای حقوق شهروندی یعنی حقوق مساوی برای تمام شهروندان از هر دین و مسلک و جنس و طبقه و رنگ و نژاد و قوم و قبیله ای تدوین شود، نه بر مبنای احکام شرع اسلام یا هر نوع ایدئولوژی دیگر. کمپین یک میلیون امضا حتی این حق شهروندی را هم برای شهروندان از جمله برای زنانی که ادعا می کند از حقوق آنان دفاع می کند به رسمیت نمی شناسد و به جای آن به تفسیر این یا آن فقیه از احکام اسلام استناد می کند تا مثلا بگوید زن و مرد باید از حق ارث برابر برخوردار باشند. اما این راه به ترکستان می رود. فقهای شورای نگهبان خیلی بهتر از من و شما می توانند استدلال کنند و نشان دهند که اتفاقا این نابرابری حقوقی دقیقا مطابق احکام اسلامی است. اما کمپینی ها به خود اجازه نمی دهند بپرسند یا نمی خواهند بگویند که اصولا چرا قانون باید برمبنای این یا آن ایدئولوژی از جمله اسلام تدوین شود نه بر مبنای حقوق شهروندی شهروندان و این که چرا دین نباید به امر خصوصی هر شهروندی تبدیل شود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران که توسط " کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" [&lt;a href='#nb1' class='spip_note' rel='footnote' title='(در ضمیمه ی مطلب می توانید این منشور را مطالعه کنید )' id='nh1'&gt;1&lt;/a&gt;]منتشر شده تمام این مطالبات پایه ای یا حداقلی را مطرح می کند و معتقد است که این مطالبات باید به پرچم طبقه کارگر برای مبارزه با سرمایه داری تبدیل شود. طرح این مطالبات به معنی مبارزه برای حقوق ابتدایی طبقه کارگر اما با افق نابودی مناسبات سرمایه داری و لغو کارمزدی است. تحقق این مطالبات هیچ کدام به معنی از بین رفتن مناسبات اجتماعی موجود نیست، اما توان مادی و فکری طبقه کارگر را برای لغو مناسبات سرمایه داری که علت العلل و ریشه تمام ستم ها و تبعیض هاست بالا می برد و ما با همین رویکرد است که این مطالبات را مطرح و برای تحقق آن ها تلاش و مبارزه می کنیم و همه کارگران و از جمله همه فعالان کمپین را که منافعی در حفظ مناسبات انسان ستیز سرمایه داری ندارند دعوت می کنیم که با همین رویکرد و افق دید پرچم این مطالبات را بلند کنند و برای تحقق تک تک آن ها از جمله برابری حقوقی زنان و مردان تلاش و مبارزه کنند( نگاه کنید به "منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران" که به ضمیمه این مقاله آمده است).&lt;/p&gt; &lt;p&gt;وسخن آخر این که 8سال حکومت اصلاح طلبان و مجلس آنان و تمام فعالیت های اصلاح طلبان در قبل و بعد از انتخابات و از جمله 5 سال فعالیت کمپین یک میلیون امضا به همه کسانی که برای آزادی و برابری مبارزه می کنند نشان داد که مبارزه علیه استبداد و تبعیض با مبارزه علیه نظام سرمایه داری، که انسان ها را به زنجیر کشیده است، به هم گره خورده و درهم تنیده شده است. تا نظام سرمایه داری موجود است دیکتاتوری نیز، از نوع دینی یا غیردینی، وجود خواهد داشت، و تا دیکتاتوری وجود دارد نابرابری حقوقی زن ومرد نیز وجود خواهد داشت. این بدان معنی نیست که برای تحقق برابری حقوقی زن ومرد باید صبر کرد تا سرمایه داری از میان برود. به هیچ وجه. این بدان معناست که تحقق برابری حقوقی زنان و مردان و به طورکلی تحقق هر نوع رفرم و اصلاحی در گرو مبارزه متشکل، شورایی و سراسری طبقه کارگر علیه مناسبات سرمایه داری و با افق الغای کارمزدی است. تمام کسانی که برای ادامه زندگی چیزی جز نیروی کار خود ندارند و از فروش نیروی کار خود امرار معاش می کنند، تمام کسانی که به هر نحو استثمار می شوند و از ارزش اضافی حاصل از کار آنان است که صاحبان سرمایه فربه تر و قدرتمند تر می شوند، از کارگران تولیدی گرفته تا معلم، پرستار، روزنامه نگار، راننده و کارگران خدماتی و...، برای رسیدن به آزادی سیاسی و سپس آزادی اجتماعی راهی ندارند جز آن که به طور شورایی و ضد سرمایه داری و سراسری متشکل شوند و پرچم مطالبات پایه ای طبقه کارگر را به پرچم مبارزه علیه تمام ستم های موجود از جمله ستم بر زنان تبدیل کنند.&lt;/p&gt; &lt;dl class='spip_document_1662 spip_documents spip_documents_center'&gt;
&lt;dt&gt;&lt;a href="http://www.we-change.org/IMG/docx/.docx" title='Word - 17.7 kb' type="application/vnd.openxmlformats-officedocument.wordprocessingml.document"&gt;&lt;img src='http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L52xH52/defaut-616a7.png' width='52' height='52' alt='Word - 17.7 kb' style='height:52px;width:52px;' /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/dt&gt;
&lt;dt class='spip_doc_titre' style='width:120px;'&gt;&lt;strong&gt;ضمیمه &lt;/strong&gt;&lt;/dt&gt;
&lt;dd class='spip_doc_descriptif' style='width:120px;'&gt;منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران
&lt;/dd&gt;
&lt;/dl&gt;&lt;/div&gt;
		&lt;hr /&gt;
		&lt;div class='rss_notes'&gt;&lt;p&gt;[&lt;a href='#nh1' id='nb1' class='spip_note' title='يادداشت 1' rev='footnote'&gt;1&lt;/a&gt;] (در ضمیمه ی مطلب می توانید این منشور را مطالعه کنید )&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>بررسی مواد ارجاعي لايحه حمايت خانواده در كميسيون قضايي </title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6492</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6492</guid>
		<dc:date>2010-09-04T19:19:21Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		



		<description>خبرگزاري دانشجويان ايران: اعضاي كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي در جلسه روز يكشنبه خود مواد ارجاعي 22، 23 و 24 لايحه حمايت خانواده را بررسي خواهند كرد. همچنین وزير دادگستري جهت پاسخگويي به سوال جمعي از نمايندگان در جلسه كميسيون قضايي حاضر مي‌شود. بررسي طرح تمديد مهلت اجراي آزمايشي قانون مجازات اسلامي و بررسي طرح نظارت بر رفتار و عملكرد قضات نيز در دستور كار جلسات اين هفته كميسيون قضايي است.

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique19" rel="directory"&gt;اخبار&lt;/a&gt;


		</description>


 <content:encoded>&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;&lt;a href='http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1606032&amp;Lang=P' class='spip_out' rel='external'&gt;خبرگزاري دانشجويان ايران&lt;/a&gt;: اعضاي كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي در جلسه روز يكشنبه خود مواد ارجاعي 22، 23 و 24 لايحه حمايت خانواده را بررسي خواهند كرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;همچنین وزير دادگستري جهت پاسخگويي به سوال جمعي از نمايندگان در جلسه كميسيون قضايي حاضر مي‌شود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بررسي طرح تمديد مهلت اجراي آزمايشي قانون مجازات اسلامي و بررسي طرح نظارت بر رفتار و عملكرد قضات نيز در دستور كار جلسات اين هفته كميسيون قضايي است.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>دادگاه شیوا نظر آهاری برگزار شد</title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6491</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6491</guid>
		<dc:date>2010-09-04T19:10:46Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		



		<description>کانون زنان ایرانی :دادگاه شیوا نظر آهاری، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر امروز شنبه ۱۳ شهریور ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد . به گزارش کلمه، این فعال حقوق بشر ۲۶ ساله که از به یک سال پیش در زندان اوین به سر می برد امروز به اتهام محاربه ، تبانی و اجتماع برعلیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و تبلغ علیه نظام محاکمه شد . این دادگاه که با حضور محمد شریف وکیل این زندانی و خانواده نظر آهاری برگزار شد با طرح اتهامات و شنیدن دفاعیات شیوا و وکیلش ادامه یافت. شیوا نظر آهاری در این دادگاه که یکی از اتهاماتش محاربه از طریق ارتباط با (...)

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique19" rel="directory"&gt;اخبار&lt;/a&gt;


		</description>


 <content:encoded>&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;&lt;a href='http://www.ir-women.com/spip.php?article8946' class='spip_out' rel='external'&gt;کانون زنان ایرانی&lt;/a&gt; :دادگاه شیوا نظر آهاری، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر امروز شنبه ۱۳ شهریور ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گزارش کلمه، این فعال حقوق بشر ۲۶ ساله که از به یک سال پیش در زندان اوین به سر می برد امروز به اتهام محاربه ، تبانی و اجتماع برعلیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و تبلغ علیه نظام محاکمه شد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;این دادگاه که با حضور محمد شریف وکیل این زندانی و خانواده نظر آهاری برگزار شد با طرح اتهامات و شنیدن دفاعیات شیوا و وکیلش ادامه یافت. شیوا نظر آهاری در این دادگاه که یکی از اتهاماتش محاربه از طریق ارتباط با سازمان منافقین اعلام شده بود ، ضمن ابراز انزجار از این سازمان گفت که هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته و هر گونه ارتباط خود را با این سازمان رد می کند .این اتهام را از اساس بی پایه می داند و نه تنها هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته که همواره اعمال این سازمان تروریستی را محکوم کرده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;همزمان با برگزاری دادگاه شیوا نظر آهاری ، دادگاه سعید حائری دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز برگزار شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گفته شاهدان عینی، شیوا را با دست بند به دادگاه آوردند . این عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بعد از دادگاه دوباره به بند نسوان زندان اوین بازگردانده شد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;شیوا نظرآهاری روزنامه نگار و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، که در دوران حبسش بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی گذرانده است .اکنون در انتظار صدور حکم به سر می برد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;وی در سال ۸۸ و درست یک روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز دهم دستگیر و روانه زندان اوین شد .اما پس از سه ماه با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد .اما طولی نکشید که وی بار دیگر در ۲۹ آذرماه وقتی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود دستگیر و زندانی شد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;خانواده شیوا نظر آهاری از کارشناس پرونده وی و همچنین قاضی پیر عباسی در خواست کرده اند که با صدور قرار وثیقه زمینه آزادی موقت شیوا را تا صدور حکم وی امکان پذیر کنند .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;دکتر محمد شریف نیز در گفت و گویی با ایلنا گفته است :از سوي قاضي رسيدگي‌كننده به پرونده، اتهامات محاربه موضوع ماده 186، اجتماع و تباني جهت ارتكاب جرم موضوع ماده 610، تبليغ عليه نظام موضوع ماده 500 و اخلال در نظم عمومي موضوع ماده 618 قانون مجازات اسلامي به موكلم تفهيم شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;وكيل نظرآهاري با بيان اينكه لايحه دفاعي به دادگاه تسليم و دفاعيات شفاهي نيز توسط موكلم و وكلاي پرونده انجام شد،اظهار داشت: پس از ختم دفاعيات،آخرين دفاع اخذ و ختم دادرسي اعلام شد.منتظر صدور حكم هستيم و به فرجام پرونده نيز بدبين نيستم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;گفت و گو با مادر شیوا&lt;/strong&gt;
&lt;br&gt;
پس از برگزاری دادگاه شیوا نظر آهاری مادر وی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که «خانواده خیلی امیدوارند که شیوا تبرئه شود.» خانم شهرزاد کریمان به کمپین گفت که تنها درحداحوالپرسی با شیوا صحبت کرده و نتوانسته درجلسه دادگاه حضور پیدا کند: « شیوارا دیدم. بیرون از دادگاه توانستیم چند دقیقه او را ببینیم و بغلش کنیم ولی نتوانستیم از روند دادگاه بپرسیم. منتظرخواهیم ماند که ببینیم حکم چه می شود» او تاکید کرد: «‌اصلا نمی شود روی برگزاری دادگاه هیچ تصمیمی گرفت باید صبرکنیم که حکم بیاید که گفته اند یک ماه دیگر حکم می آید.» او دستبندبه دست داشتن دخترش هنگام ورود به دادگاه را تایید کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;خانم کریمان به کمپین گفت: « باید صبر کنیم حکم بیاید تا ببینیم چه کار کنیم. ما تا قبل از دادگاه نمی دانستیم اتهامات چیست. باید اجازه بدهیم حکم بیاید وببینیم چیست. خواهش می کنم اجازه بدهند حکم دادگاه بیاید وجلوجلو برای بچه من حکم صادر نکنند.» وی به نقل از وکیل پرونده محمدشریف گفت: « وکیل که پرونده را خوانده بود گفته که هیچ سند و مدرکی وجود ندرد شیوا هم خوب توانسته از خود دفاع کند. ان شاء الله که شیوا در دادگاه تبرئه شود.»&lt;/p&gt; &lt;p&gt;خانم کریمان با توجه به اینکه یکی از اتهامات مطرح شده در خصوص رابطه با سازمان مجاهدین خلق دراین پرونده بوده گفت: « ما ابراز انزجار خانوادگی کردیم و نظر شیوا هم درخصوص سازمان منافقین هم همین طور است و کمیته گزارش گران هم بیانیه ای در این زمینه داده بود. هیچ وابستگی و ارتباطی نبوده و نخواهد و ما این سازمان را یک گروهک تروریستی می دانیم که نشان داده اند که درجهت منافع مردم ایران نیستند…»&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;جایزه مدافع پشت میله های زندان برای شیوا&lt;/strong&gt;
&lt;br&gt;
سایت های خبری به تازگی خبر از اهدای جایزه "مدافع پشت میله های زندان "از سوی کنگره اسلامی آمریکا را به شیوا نظرآهاری دادند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;دبیر کنگره اسلامی آمریکا که جایزه ارزشمند وکلای “پشت میله های زندان “خود را به شیوا نظر آهاری فعال حقوق بشر زندانی در ایران تقدیم کرده است ، گفته است :«شیوا نمونه ای از یک وکیل شجاع برای حقوق بشر و زنی نمونه در منطقه خاورمیانه است.او که تنها بیست و شش سال دارد به کودکان خیابانی و کودکان پناهنده افغانی خواندن و نوشتن یاد می داد و از کمپین یک میلیون امضا برای حقوق برابر زنان حمایت می کرد و در تظاهرات همدردی با قربانیان تروریسم از جمله آمریکایی ها شرکت داشت .همچنین دولت ایران فعالیتهای او را مخالف منافع خود می داند و وی را از ادامه تحصیل محروم کردند .»&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>نسرین ستوده پس از مراجعه به دادسرای اوین هنوز برنگشته است</title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6490</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6490</guid>
		<dc:date>2010-09-04T16:13:57Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		



		<description>جرس: نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر امروز شنبه 13 شهریورماه پس از مراجعه به دادسرای ویژه اوین، هنوز بازنگشته و وضعیت وی نامشخص است. به گزارش مدرسه فمینیستی، رضا خندان، همسر نسرین ستوده، گفت: پس از ساعت ها انتظار، از همسرم نسرین خبری نشد و از این رو به همراه نسیم غنوی برای پیگیری وضعیت وی، عصر دوباره به اوین مراجعه کردیم. اما به ما گفته اند که هنوز مشخص نیست که قرار بازداشت برای ایشان صادر شده یا نه ولی تا این ساعت که هنوز از اوین بیرون نیامده است. غنوی وکیل ستوده نیز در این باره اظهار داشت: من در آنجا اعلام وکالت کردم و وکالت من پذیرفته شد و (...)

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique19" rel="directory"&gt;اخبار&lt;/a&gt;


		</description>


 <content:encoded>&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;&lt;a href='http://www.rahesabz.net/story/22793' class='spip_out' rel='external'&gt;جرس&lt;/a&gt;: نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر امروز شنبه 13 شهریورماه پس از مراجعه به دادسرای ویژه اوین، هنوز بازنگشته و وضعیت وی نامشخص است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گزارش مدرسه فمینیستی، رضا خندان، همسر نسرین ستوده، گفت: پس از ساعت ها انتظار، از همسرم نسرین خبری نشد و از این رو به همراه نسیم غنوی برای پیگیری وضعیت وی، عصر دوباره به اوین مراجعه کردیم. اما به ما گفته اند که هنوز مشخص نیست که قرار بازداشت برای ایشان صادر شده یا نه ولی تا این ساعت که هنوز از اوین بیرون نیامده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;غنوی وکیل ستوده نیز در این باره اظهار داشت: من در آنجا اعلام وکالت کردم و وکالت من پذیرفته شد و در پرونده ثبت شد، اما به من گفتند که در جلسه بازپرسی نمی توانم حضور داشته باشم. برای همین نسرین ستوده پیش بازپرس رفت برای تفهیم اتهام و من از اوین بیرون آمدم و از آن زمان تاکنون دیگر نتوانستیم از او خبری بگیریم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;غنوی احتمال می دهد که بازپرس قراری برای نسرین ستوده صادر کرده و او را نگه داشته است. وی تاکید کرد: پس از تفهیم اتهام، بازپرس موظف است طبق قانون قراری برای او صادر کند، حال این قرار آیا قرار بازداشت است یا کفالت و یا وثیقه، فردا صبح احتمالا مشخص می شود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;وی در پاسخ به اقدام بعدی اش در مورد مشخص شدن وضعیت نسرین ستوده افزود: ما فردا صبح دوباره به اوین مراجعه خواهیم کرد تا ببینیم قراری که برای نسرین ستوده صادر شده چیست.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;روز شنبه هفته گذشته 6 شهریورماه، ماموران امنیتی به دفتر کار و منزل نسرین ستوده مراجعه کرده و ضمن تفتش این دو محل و ضبط برخی از اسناد و پرونده ها و وسایل شخصی و کامپیوتر او و همسرش، برگه احضاریه ای نیز به نسرین ستوده برای مراجعه به دادسرای ویژه مستقر در زندان اوین تحویل دادند. بر اساس این برگه احضاریه، نسرین ستوده باید به دادسرا مراجعه می کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بر اساس آن برگ احضاریه، صبح امروز شنبه سیزدهم شهریور وی به همراه وکیل اش، نسیم غنوی به دادسرای اوین مراجعه کردند.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>روزی خواهد رسید که مردان به برابری با زنان تن دهند/ جلوه جواهری</title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6474</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6474</guid>
		<dc:date>2010-09-03T13:37:31Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		<dc:creator>panjereh</dc:creator>



		<description>در حال بستن ساک سفر بودم. بعد از مدت ها وقتی پیدا کرده بودیم که چند روزی را خارج از تهران باشیم تا بلکه آب و هوایی عوض کنیم و به روال هر جمعه شب، برنامه پارازیت را هم تماشا می کردیم. خوشحال بودم که مهرانگیز کار مهمان این هفته است و حتمن حرف های جالبی برای گفتن دارد. زمانی که کامبیز حسینی از مهرانگیز در رابطه با جایزه نوبل صلح برای شیرین عبادی پرسید، خواهرم که کنارم نشسته بود گفت حتمن الان می گوید که این جایزه حق خودش بوده، با تعجب گفتم که این طور نیست. اما پاسخ مهرانگیز کار مثل همه اتفاق های عجیب و گفت و شنودهای غریب این روزها هم چون آب یخی بود که بر سر من (...)

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique24" rel="directory"&gt;كوچه به كوچه&lt;/a&gt;


		</description>


 <content:encoded>&lt;img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://www.we-change.org/local/cache-vignettes/L115xH150/arton6474-99f17.jpg" width='115' height='150' style='height:150px;width:115px;' /&gt;
		&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;در حال بستن ساک سفر بودم. بعد از مدت ها وقتی پیدا کرده بودیم که چند روزی را خارج از تهران باشیم تا بلکه آب و هوایی عوض کنیم و به روال هر جمعه شب، برنامه پارازیت را هم تماشا می کردیم. خوشحال بودم که مهرانگیز کار مهمان این هفته است و حتمن حرف های جالبی برای گفتن دارد. زمانی که کامبیز حسینی از مهرانگیز در رابطه با جایزه نوبل صلح برای شیرین عبادی پرسید، خواهرم که کنارم نشسته بود گفت حتمن الان می گوید که این جایزه حق خودش بوده، با تعجب گفتم که این طور نیست. اما پاسخ مهرانگیز کار مثل همه اتفاق های عجیب و گفت و شنودهای غریب این روزها هم چون آب یخی بود که بر سر من ریخت و من را در مقابل سخنان خواهرم خلع سلاح کرد. کار گفت که عبادی بی شک حق داشته که جایزه را دریافت کند اما کمی موجب دلخوری وی شده چرا که می توانست این جایزه به هر دو نفر آنها تعلق گیرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;این روزها شنیدن بحث ها و حاشیه هایی که در اطراف جایزه های بین المللی شکل می گیرد خیلی برایم آزار دهنده می شود. اینکه بنشینیم و نیت افراد را بسنجیم که آیا برای گرفتن جایزه در تلاش هستند یا واقعن عام المنفعه کار می کنند و عام المنفعه کار کردن یعنی چه؟ یعنی اینکه برای نفع غیر شخصی و برای خیر عمومی کار می کنیم بدون چشم داشت یا اینکه تعاریف تغییر کرده است؟ درست است که نیاز به همدلی و همراهی و تشویق در کارمان ضروری است اما انتظار گرفتن جایزه ای در این راستا شاید از جنس متفاوتی باشد. گویا برخی از دوستانی که جایزه دریافت نمی کنند دلسرد می شوند یا همه به هم بدبین شده اند که فعالیت ها صادقانه نیست و تنها برای دریافت جایزه است و اگر چنین نیست چرا باید دلخور باشیم که جایزه ای به ما تعلق نگرفته یا به دیگری به تنهایی اهدا شده. چرا به این فکر نمی کنیم که مجموعه این جوایز برای بدنه جنبش زنان است و می تواند به رشد آن کمک کند نه آنکه مانع وحدت و یکدلی مان شود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بار سفر را بستم اما بی اغراق عصبانیت شدیدی را در خودم احساس می کردم. با خود فکر کردم شاید بی خود نگران هستم و شاید این احساسات و حرف و حدیث ها طبیعی است و منم که غیرعادی می اندیشم. شاید چیزی به نام فعالیت برای تغییر شرایط جمعی و نفع عمومی احمقانه و چاپلوسانه باشد. در هر صورت برای هر کدام از افرادی که برای جنبش زنان فعالیتی داشتند احترام قائل بودم و هستم فارغ از حرف هایی که می زنند و به دلم سنگین می آید یا خشنودم می کند. همیشه سعی داشتم صرف نظر از اینکه با کدام رابطه خوبی دارم یا ندارم یا اصلا آشنایی وجود دارد یا نه، به این موضوع فکر کنم که فعالیت های آنها چه تاثیراتی بر روند پیشبرد اهداف جنبش زنان و بهبود شرایط زنان ایرانی داشته و فکر می کنم که نمی شود این تاثیرات و فعالیت ها را روی ترازو گذاشت و مقایسه کرد. از نسل گذشته همیشه برای کار و عبادی به عنوان کسانی که الهام بخش نسل پیش از من بودند و با کتاب ها و فعالیت های شان بسیار آموختیم، احترام بسیاری قایل بودم و هستم و از نسل بعد از آنها، افرادی هم چون نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، ناهید کشاورز، طلعت تقی نیا، اعظم خاتم، ناهید جعفری، شهیندخت مولاوردی، شهلا اعزازی، اشرف گرامی زادگان، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده و ... هر کدام چپ یا راست، اصلاح طلب یا سکولار، دولتی یا غیردولتی، جایزه گرفته یا نگرفته برای نسل ما حرف های آموختنی بسیاری به جا گذاشتند و از هر کدام از تک تک آنها به اندازه توان خودم آموختم. اما چهمی شود که مسائلی هم چون جایزه گرفتن یا حتا روابط شخصی توانست اهدافی که برای آن در تلاش هستیم را این چنین در سایه قرار دهد. چه می شود که فراموش می کنیم آنچه به آن نیاز داریم چندبرابر کردن انرژی هایی است که با هویت دادن به یکدیگر نه هویت زدایی از هم می توانیم به آن نایل شویم و یا حداقل با عزمی مشترک در جهت آن بکوشیم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;سفر را شروع کردم و در طول آن خواب ها و کابوس های این سال ها همراهم بود که آیا روزی تمامی این مسائل به پایان خواهد رسید و آیا روزی همه ما به اندازه کافی بزرگ خواهیم شد و به دور از سایه ها به فعالیت های مان ادامه خواهیم داد. به یاد اولین روزهای خوبی که در کمپین یک میلیون امضا در کنار هم بودیم و تنها به تغییر قوانین برای بهبود زندگی زنان فکر می کردیم افتادم و فکر کردم آیا در آستانه چهارمین سالروز این حرکت مبارک، باز هم شاهد همدلی های فراوان مان برای به دست آوردن حقوقی برابر خواهیم بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;خواهران میزبان ما با شور و شعف به استقبال مان آمدند. دو زن مقاوم که نیازی به دشمنی یا دوستی با کسی نداشتند تا از همه رنج های خود عبور کنند. هر دو طلاق گرفته بودند و مسئولیت فرزندان خود را بر عهده داشتند. فرزندانی که دیگر به دانشگاه می رفتند و به قولی از آب و گل درآمده بودند. هر دو در کارشان موفق بودند و در محله برای شان احترام زیادی قائل بودند. در روزهایی که با آنها بودم از کمپین و اهداف اش گفتم. از لایحه ای که قرار است به تصویب برسد. آنها به یمن اطلاع رسانی از ماهواره ها تقریبن از همه جوانب اطلاع داشتند اما نمی دانستند چه فعالیت هایی در این زمینه انجام می شود. زمانی که موارد مطرح شده در بیانیه کمپین و «اولویت قانونی» را برای شان شرح می دادم، برای نمونه از زندانیانی گفتم که به جرم های اشتباهی یا واهی یا شاید هم واقعی! در زندان بودند و اعدام شدند و می شوند. از سمیرا گفتم که برای دفاع از خود در برابر پدری که به او تجاوز می کرد، او را کشته بود و 7 سال از بهترین سال های زندگی اش را به خاطر پدری که به او تجاوز می کرد در زندان بود بدون آنکه پیش از آن اتفاق قانون یا حتا خانواده از او حمایتی کند. از فرزانه گفتم که چطور هر بار درخواست طلاق او را رد می کردند و سرانجام مرگ شوهر و افتادن او به زندان پایان ماجرا شده بود. از سهیلا گفتم و از بچه ای که نمی خواست مثل او آواره خیابان ها شود و به این جرم اعدام شد. از زنی گفتم که جرم همسرش را بر عهده گرفته بود و شوهر در ازای آن او را رها کرده بود و پی زندگی خودش رفته بود. از راحله گفتم، که چطور شوهرش به او خیانت می کرد و او را کتک می زد اما حق طلاق نداشت. وقتی توضیح دادم که چطور راحله در لحظه ای که شوهر او پس از خیانتی که در حق اش روا داشته، به او گفته بود که تو زشت هستی و من از رابطه با تو حالم به هم می خورد و این جمله ها باعث شده بود که جنون آنی به او دست دهد و به همسرش حمله کند... یکی از دو خواهر، حرفم را قطع کرد، به من گفت تو هرگز نمی توانی در مورد او قضاوت کنی، تو نمی دانی چطور ممکن است در یک لحظه اختیار عملت را از دست بدهی و دیوانه شوی. تعجب کردم. قصد هیچ قضاوتی نداشتم. اما این بار فیروزه بود که به دفاع از راحله و هم داستان های او برآمد. فیروزه چشمان پرنفوذی داشت و با صدایی رسا سعی داشت به من بفهماند که چه چیز را نمی فهمم. گفت برای تو شاید اینها قصه باشند برای من نیست. از همسر سابقش گفت که چگونه معتاد بوده و در تمام مدت زندگی او را آزار می داده. از کتک ها و تحقیرهای او گفت. از کتک ها و تحقیرهای فرزندانش گفت. رنگ صورت اش برافروخته بود و هر لحظه که پیش می رفت صدای او بلندتر و بلند تر می شد. انگار اتاق طلسم شده بود و من تنها می توانستم به او گوش سپارم. از لحظه های بسیار سختی که پشت سر گذاشته بود گفت. گفت که چه بر سرش آورده و از ضربه هایی که هنوز جای آن را می شد بر بدن اش دید سخن گفت. درست در میان ابروانش هنوز جای زخمی عمیق بود که با ضربه حلقه ازدواج و بعد با چند بخیه، یادگار روزهای پر از تهدید و کتک و دشنام گذشته باقی مانده بود. از تهدید ها و تجاوزهای جنسی همسرش گفت. گفت که چطور وقتی به پیش قاضی رفته تا دادخواست طلاق را بدهد به همسرش که همچنان با دشنام ها و رفتار خشونت بارش او را تهدید می کرده گفته که آخر درخواست طلاق را دادم. شوهر در پاسخ می گوید پس «زیر قاضی خوابیدی که درخواست تو را گرفته». می گفت نمی دانی در آن لحظه چه حسی داشتم. همه احساس او را در دست لرزانش دیدم که بعد از چندین سال خاطره ای دور همچنان تازه باقی مانده بود: «فکر می کردم این همه توهین و ناسزا و کتک و خیانت و اعتیاد و حالا من هستم که برای دادخواست طلاق متهم می شوم» گفت یک لحظه فکر کردم بی شرف هستم اگر او را نکشم و سزای همه کارهای اش را پس ندهد: «فقط شانس آوردم که مادر و برادرش هم بودند با چاقو به او حمله کردم و با دو ضربه محکم به وسط بازوانش زدم که خون فواره زد. مادرش به زور مرا به کناری کشید و او که این همه زجر مرا در این همه سال دیده بود تنها به دفاع از پسر خودش جلو آمد. اما برادرش به دفاع از ما، ما را از هم جدا کرد.» به سختی بعد از 4 سال دوندگی - که خودش می گفت به لعنت خدا هم نمی ارزد اما برای من ده سال دیگر دوندگی هم در کنار آن زندگی هیچ بود- توانسته بود طلاق خود را بگیرد با بخشیدن همه حق و حقوقی که داشت و منت اش بر سر همه زنان این سرزمین است. فرزندانش به قدری بزرگ بودند که او را انتخاب کنند. و حالا او از هر مردی متنفر بود. این تنفر را دوست نداشت اما زندگی به آن شکل برای او تنفر آورده بود شاید اگر طلاق او این چنین به درازا نمی کشید می توانست دنیای زییاتری را در کنار مردی که می توانست دوستش داشته باشد، برای خود تصور کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به بیانیه نگاه کرد و بندهای آن را مرور کرد. گفتم به نظر تو کدام یک از این موارد از همه مهمتر است و برای تو اولویت دارد. گفت هیچ کدام. از تک تک آنها مثال آورد. تعریف کرد که یک بار چه بر سر او و دوستان اش آمده و نیاز به مردی داشته اند برای شهادت. به تک تک موارد که نگاه می کرد خاطره ای به یاد می آورد. حتا طلاق هم برای او خواسته ای مهم تر از بقیه موارد نبود، پس نوشت همه موارد. به او گفتم فکر کن که این بیانیه را ندیده ای. برای تو کدام یک از خواسته های زنان مهم است. چه چیزی به نظر تو بیشتر از همه چیز برای زنان حیاتی است. گفت امنیت. این را گفت و درد دلش باز شد. گفت که چطور بعد از طلاق هر بار و هر بار که از خانه بیرون می آمده در شهر کوچکی که زندگی می کند منتظر اتفاق جدیدی بوده. گفت چطور مردها بدون هیچ توضیحی، حتا مردان متاهل از او تمناهای جنسی دارند و او با تمام مشکلاتی که بعد از طلاق داشته و مسئولیت بزرگ کردن دو فرزند خود، سعی کرده تا با همه این ها بجنگد و از خود شخصیتی به جا بگذارد که دیگر اکنون کمتر کسی به خود حق می دهد تا از او تمنای این چنینی داشته باشد. با این وجود گفت که زنان ما احتیاج به امنیت در خانه در بیرون از خانه در محل کار و... دارند. احتیاج دارند که حداقل به نیروی پلیس یا پرسنل دولتی اعتماد کنند در حالی که گاهی رفتار آنها زننده تر است. به او گفتم که آیا می دانست که بعد از طلاق ممکن است با این همه مسائل روبرو شود. گفت می دانستم و نمی دانستم. تا حدودی شنیده بودم اما لمس آن چیز دیگری است. اما اضافه کرد که با همه این مسائل، طلاق گاهی بهترین راه باقی مانده است. نمی توان عمر خود را پای زندگی ای گذاشت که از دل آن تنها نفرت و کینه و دشمنی بیرون می آید و تن های زخمی که گاهی دیگر نمی توان به درمان آن ها دل خوش داشت. گفت که اکنون فرزندانش آتیه ای دارند و آرامشی که پیش از این از آنها ربوده شده بود.مصمم مثل عزمی که برای ساختن زندگی پیش رو داشت، برگه ها را از من گرفت و گفت قول می دهم در همین جا زنان بسیاری هستند که همین خواسته ها را دارند و مطمئن باش که روزی می رسد که مردان به برابری با زنان تن دهند. باور کن چاره ای ندارند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به او فکر می کردم و جایزه ها مقابل چشمانم رنگ می باخت. چه اهمیتی دارد گیرنده جایزه چه کسی باشد؟ مهم زندگی فیروزه و امثال اوست زندگی همه زنان و کودکانی است که ذره ذره از بین می رود و مهم افرادی هستند که به دنبال ناجی نمی مانند و خود برای تغییر هر چه پیرامونشان رنگ لجن گرفته است، بر می خیزند و باور دارند که باید با جمع بود و در کنار جمع خواسته ها را هدایت کرد تا بلکه افراد بیشتری از مواهب آن بهره مند شوند.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>
<item xml:lang="fa">
		<title>کنگره اسلامی آمریکا جایزه “مدافع پشت میله های زندان” را به شیوا نظرآهاری اهدا کرد</title>
		<link>http://www.we-change.org/spip.php?article6488</link>
		<guid isPermaLink="true">http://www.we-change.org/spip.php?article6488</guid>
		<dc:date>2010-09-02T22:07:18Z</dc:date>
		<dc:format>text/html</dc:format>
		<dc:language>fa</dc:language>
		



		<description>کلمه - کنگره اسلامی آمریکا جایزه “مدافع پشت میله های زندان” را به مدافع حقوق بشر ، شیوا نظرآهاری اهدا کرد.شیوا شنبه در شعبه ۲۶ دادگاه اتقلاب محاکمه خواهد شد. به گزارش کلمه ، دبیر کنگره اسلامی آمریکا که امروز جایزه ارزشمند وکلای “پشت میله های زندان “خود را به شیوا نظر آهاری فعال حقوق بشر زندانی در ایران تقدیم کرده است ، گفت :«شیوا نمونه ای از یک وکیل شجاع برای حقوق بشر و زنی نمونه در منطقه خاورمیانه است.او که تنها بیست و شش سال دارد به کودکان خیابانی و کودکان پناهنده افغانی خواندن و نوشتن یاد می داد و از کمپین یک میلیون امضا برای حقوق برابر زنان حمایت می (...)

-
&lt;a href="http://www.we-change.org/spip.php?rubrique19" rel="directory"&gt;اخبار&lt;/a&gt;


		</description>


 <content:encoded>&lt;div class='rss_texte'&gt;&lt;p&gt;کلمه - کنگره اسلامی آمریکا جایزه “مدافع پشت میله های زندان” را به مدافع حقوق بشر ، شیوا نظرآهاری اهدا کرد.شیوا شنبه در شعبه ۲۶ دادگاه اتقلاب محاکمه خواهد شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گزارش کلمه ، دبیر کنگره اسلامی آمریکا که امروز جایزه ارزشمند وکلای “پشت میله های زندان “خود را به شیوا نظر آهاری فعال حقوق بشر زندانی در ایران تقدیم کرده است ، گفت :«شیوا نمونه ای از یک وکیل شجاع برای حقوق بشر و زنی نمونه در منطقه خاورمیانه است.او که تنها بیست و شش سال دارد به کودکان خیابانی و کودکان پناهنده افغانی خواندن و نوشتن یاد می داد و از کمپین یک میلیون امضا برای حقوق برابر زنان حمایت می کرد و در تظاهرات همدردی با قربانیان تروریسم از جمله آمریکایی ها شرکت داشت .همچنین دولت ایران فعالیتهای او را مخالف منافع خود می داند و وی را از ادامه تحصیل محروم کردند .»&lt;/p&gt; &lt;p&gt;زینب السواجی افزود: «در حالی ما به سالگرد یازدهم سپتامبر نزدیک می شویم، از زنی قدردانی می کنیم که هراس حملات یازده سپتامبر را با انسان دوستی و همبستگی پاسخ گفت. شیوا نمایانگر شجاعت و پویایی بسیاری از ایرانیانی است که سرکوب می شوند. مقامات حکومت ایران باید شیوا را بلافاصله آزاد کنند و او را از همه اتهاماتش مبرا سازند»&lt;/p&gt; &lt;p&gt;جایزه وکیل پشت میله های زندان به فعالان مدنی برجسته ای اهدا می شود که قدرت رهبری فوق العاده ای داشته و تاثیری شگرف بر جامعه گذاشته اند و اکنون ناعادلانه در زندان هستند&lt;/p&gt; &lt;p&gt;کنگره اسلامی آمریکا یک سازمان حقوق مدنی است که شعار اصلی آن” شور برای میانه روی ” است این سازمان که در راستای توسعه تسامح و تبادل آرا در میان مسلمانان و سایر مردم فعالیت می کند دفاتری در واشنگتن، بوستون، قاهره و بصره دارد&lt;/p&gt; &lt;p&gt;زینب السواجی عراقی الاصل است و پس از یازدهم سپتامبر یکی از دو پایه گذار کنگره اسلامی آمریکا بود و مقالاتی در نیویورک تایمز وال استریت ژورنال و یو اس تو دی نوشته است&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
		
		</content:encoded>


		

	</item>



</channel>

</rss>
